<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://mbiran.loxblog.com</title>
<link>https://mbiran.loxblog.com</link>
<description>ماموریت این وبلاگ، اطلاع رسانی در خصوص ورزش قشقایی های شاهین شهر</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>آغازی نو</title>
<link>https://mbiran.loxblog.com/آغازی-نو</link>
<guid>https://mbiran.loxblog.com/آغازی-نو</guid>

<description><![CDATA[
سلام
دوباره اومدیم
با ما باشید
...
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:18:18 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>قهرمانی تیم فوتسال شاهین شهر</title>
<link>https://mbiran.loxblog.com/قهرمانی-تیم-فوتسال-شاهین-شهر</link>
<guid>https://mbiran.loxblog.com/قهرمانی-تیم-فوتسال-شاهین-شهر</guid>

<description><![CDATA[
بعد از قهرمانی تیم فوتسال قشقایی های شاهین شهر در مسابقات جام رمضان این شهرستان، بار دیگر این تیم با نام اویان قشقایی توانست قهرمان جام فجر شود.

 به گزارش قشقایی آنلاین و بنابراعلام الله کرم عباس نیا، در ادامه قهرمانی  ها و افتخار آفرینی های تیم قشقایی های شاهین شهر بار دیگر این تیم با حمایت مردم ورزش دوست و فرهنگ دوست قشقایی در شاهین شهر توانست در مسابقات جام فجر به قهرمانی برسد.

همچنین تیم فوتسال بانوان قشقایی های شاهین شهر با نام طرلان قشقایی در مسابقات پیشکسوتان اصفهان شرکت کرده است و  در دوبازی اخیر خود توانسته دو تیم گسترش نقش جهان و برخوار را شکست دهد و 19 بهمن به مصاف تیم درچه خواهد رفت.
http://qashqaionline.ir/images/photo/411/1213123432312121121.jpg]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:18:18 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>قهرمانی تیم فوتسال اویان قشقایی</title>
<link>https://mbiran.loxblog.com/قهرمانی-تیم-فوتسال-اویان-قشقایی</link>
<guid>https://mbiran.loxblog.com/قهرمانی-تیم-فوتسال-اویان-قشقایی</guid>

<description><![CDATA[
تیم فوتسال اویان قشقایی شاهین شهر قهرمان جام دهه فجر شد.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:18:18 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اولین بازی تیم فوتسال بانوان قشقایی شاهین شهر</title>
<link>https://mbiran.loxblog.com/اولین-بازی-تیم-فوتسال-بانوان-قشقایی-شاهین-شهر</link>
<guid>https://mbiran.loxblog.com/اولین-بازی-تیم-فوتسال-بانوان-قشقایی-شاهین-شهر</guid>

<description><![CDATA[
اولین بازی تیم فوتسال بانوان قشقایی شاهین شهر روز دوشنبه 12/11/94 در سالن پیروزی شهر اصفهان خیابان جی برگزار می گردد.
از علاقمندان دعوت می شود جهت تماشای بازی حضور بهمرسانند.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:18:18 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اولین راننده زن اتوبوس یک بانوی قشقایی است</title>
<link>https://mbiran.loxblog.com/اولین-راننده-زن-اتوبوس-یک-بانوی-قشقایی-است</link>
<guid>https://mbiran.loxblog.com/اولین-راننده-زن-اتوبوس-یک-بانوی-قشقایی-است</guid>

<description><![CDATA[
درباره بانوي 38 ساله قشقايي كه براي رفاه فرزندانش با &laquo;جاده ها&raquo; مي&zwnj;جنگد مادرانگي پشت فرمان اتوبوس! او گويي بانويي است برخاسته از ميان فرودستان كه فرسنگ&zwnj;ها با دنياي عافيت طلبانه وغيرواقعي فمنيست&zwnj;ها فاصله دارد،او فقط نمونه&zwnj;اي است از بانوان توانمندي كه فراتر از باور عمومي جامعه پيشرفت كرده واستعداد&zwnj;هايشان رابه شكوفايي رسانده&zwnj;اند، و حالا مي&zwnj;خواهد كه كمك خرج خانواده&zwnj;اش باشد. يكي از روزهاي سال 84 ، مسافران ترمينال شهيد كاوه اصفهان با ديدن بانوي ميانه قامتي كه با هيبتي مردانه قرار بود اتوبوس عظيم الجثه اسكانيا رابا 50 مسافر به مقصد پايتخت هدايت كند،&zwnj; اول شوكه شدند اما كنجكاوي وهيجاني غريب آنان را وادار كرد تا دل به دريا زده،سفر با اتوبوس آبي رنگ اسكانياي &laquo;درخشان بهرامي&raquo;را براي اولين بار تجربه كنند. بانوي راننده خوش اخلاق بود و بالاتر از همه در رانندگي ورعايت مقررات بسيار چالاك، متبحر ودقيق. هر چند آن روزتا رسيدن به مقصد زبان برخي مسافران ـ مخصوصا بانوان ـ يك لحظه هم از خواندن دعا براي دفع قضا وبلا بند نيامد اما تجربه خوش يك مسافرت ايمن در اتوبوسي كه تحت فرمان &laquo;بانوي مصمم قشقايي&raquo; بودباعث شد تا شركت همسفر با مشكل تازه&zwnj;اي روبه رو شود: مسافراني كه اصرار داشتندفقط با اتوبوس اسكانياي آبي رنگ راهي مقصد شوند!
درباره بانوي 38 ساله قشقايي كه براي رفاه فرزندانش با &laquo;جاده ها&raquo; مي&zwnj;جنگد مادرانگي پشت فرمان اتوبوس! او گويي بانويي است برخاسته از ميان فرودستان كه فرسنگ&zwnj;ها با دنياي عافيت طلبانه وغيرواقعي فمنيست&zwnj;ها فاصله دارد،او فقط نمونه&zwnj;اي است از بانوان توانمندي كه فراتر از باور عمومي جامعه پيشرفت كرده واستعداد&zwnj;هايشان رابه شكوفايي رسانده&zwnj;اند، و حالا مي&zwnj;خواهد كه كمك خرج خانواده&zwnj;اش باشد. يكي از روزهاي سال 84 ، مسافران ترمينال شهيد كاوه اصفهان با ديدن بانوي ميانه قامتي كه با هيبتي مردانه قرار بود اتوبوس عظيم الجثه اسكانيا رابا 50 مسافر به مقصد پايتخت هدايت كند،&zwnj; اول شوكه شدند اما كنجكاوي وهيجاني غريب آنان را وادار كرد تا دل به دريا زده،سفر با اتوبوس آبي رنگ اسكانياي &laquo;درخشان بهرامي&raquo;را براي اولين بار تجربه كنند. بانوي راننده خوش اخلاق بود و بالاتر از همه در رانندگي ورعايت مقررات بسيار چالاك، متبحر ودقيق. هر چند آن روزتا رسيدن به مقصد زبان برخي مسافران ـ مخصوصا بانوان ـ يك لحظه هم از خواندن دعا براي دفع قضا وبلا بند نيامد اما تجربه خوش يك مسافرت ايمن در اتوبوسي كه تحت فرمان &laquo;بانوي مصمم قشقايي&raquo; بودباعث شد تا شركت همسفر با مشكل تازه&zwnj;اي روبه رو شود: مسافراني كه اصرار داشتندفقط با اتوبوس اسكانياي آبي رنگ راهي مقصد شوند! درخشان بهرامي، بانوي راننده اصفهاني، اصفهاني نيست، او اهل شيراز است واز ايل بزرگ قشقايي، در ايل زيسته وبا ايل كوچ را آموخته. تا آنجا كه يادش مي&zwnj;آيد در 16 سالگي رانندگي را با كمك همسرش شروع كرده است.رانندگي براي بانوي قشقايي،آنهم با اتوبوس&zwnj;هاي غول پيكر فقط تفريح نيست،حتي تنها راهي هم نيست كه با آن مي&zwnj;تواند كمك خرج همسر بازنشسته&zwnj;اش باشد، بلكه رانندگي با اتوبوس براي او تنها روزنه اميدي است از دل سال&zwnj;ها محروميت، تا بانوي قشقايي آينده فرزندانش را با آن تامين كند وفراتر از آن به آرزوي ديرينه&zwnj;اش كه جنگيدن با جاده ها برسد. بانوي قشقايي اين روزها به دليل مشكلاتي كه مسئولان اتوبوسراني اصفهان بر سر راهش قرار داده&zwnj;اند مصمم شده است تا راهي پايتخت شده و با اميد به لطف خداوند و ياري مسئولان شهري پايتخت راهي به رانندگي اتوبوس&zwnj;هاي تندرو پيدا كند و به آرزوي ديرينه&zwnj;اش جامه عمل بپوشاند:رانندگي در اتوبوس&zwnj;هاي تندرو! خداحافظ جاده! سنگ اندازي&zwnj;ها باعث نشد تا بانوي قشقايي ميدان را خالي كند. سال 84 اولين سرويس رفت و برگشت از اصفهان به تهران در شركت همسفر به نام بانوي قشقايي ثبت شد. او با ياد آوري خاطرات آن زمان مي&zwnj;گويد: در مسيرهاي اصفهان &ndash; اهواز، اصفهان - شيراز و اصفهان - بندرعباس هم مسافر برده&zwnj;ام. اما بعد از گرفتن كارت هوشمند فقط يك سال و نيم راننده جاده بودم. چون از طرفي در غيابم، زينب - دختر بزرگ&zwnj;ترم - بايد از خواهركوچك ترو پدرش مواظبت مي&zwnj;كرد واين كارها او را از درس ومشق باز مي&zwnj;داشت واز طرفي چون مالك اتوبوس نبودم مسئولان شركت، سرويس خوبي نمي&zwnj;دادند پس به ناچار قيد رانندگي در جاده&zwnj;ها را زدم.&raquo; خداحافظي با جاده&zwnj;هاي پر پيچ و خم منجر به خانه نشيني&zwnj;اش نشد. كار كردن در سطح شهر در قالب راننده تاكسي تصميم بعدي وي بود&zwnj; اما سنگ اندازي&zwnj;هاي سازمان تاكسيراني اصفهان خاطرات روزهاي تلخ گرفتن گواهينامه پايه يك را براي او تداعي مي&zwnj;كرد. تاكسيراني اصفهان به دلايل متعددي كارت تاكسيراني براي وي صادر نكرد و اين ممانعت منجر به شكايت وي به سازمان بازرسي كل كشور شد. اگرچه سازمان بازرسي كل كشور طي نامه&zwnj;اي به سازمان تاكسيراني تاكيد كرد كه ارائه كارت تاكسي به بانوي قشقايي از نظر اداره اماكن و بازرسي كل كشور بلا مانع است اما تا زمان حاضر سازمان تاكسيراني حاضر به صدور اين كارت نشده و از ارائه هر گونه توضيحي نيز در اين خصوص خودداري مي&zwnj;كند. بهرامي مي&zwnj;گويد: تاكسيراني اصفهان به من پيشنهاد داد با واريز 14 ميليون تومان به حساب سازمان تاكسيراني در آژانس بانوان مشغول به كاري شوم در حالي كه اگر اين مقدار پول داشتم اصراري بر كار كردن روي تاكسي نداشتم. به همين خاطردوباره دل به جاده&zwnj;ها زدم و براي كار به ترمينال مسافربري رفتم اما چون اتوبوس براي خودم نبود ماهي يك بار در خط اصفهان&ndash; اهواز سرويس مي&zwnj;بردم. كار در شغلي كه درقلمرو حاكميت رانندگان جاده است حتما مشكلاتي هم براي بانوي قشقايي داشته،طوري كه خودش آن را اينطور روايت مي&zwnj;كند:... هنگام كار مشكلات زيادي داشتم، همراه بودن با كمك راننده نامحرم در طول سفرهايي كه گاهي يك روز به طول مي&zwnj;انجاميد و مقيد بودنم به شرايط اخلاقي و رعايت حجاب و مسائل شرعي باعث شد تا دوباره كار در جاده را ترك كنم. دستور رئيس&zwnj;جمهور اجرا نشد خبر آمدن رئيس&zwnj;جمهور به اصفهان روزنه اميدي براي بانوي قشقايي بود تا شايد بتواند از اين طريق پيگير مشكلاتي باشد كه بر سر راه اشتغالش پديد آمده است. &laquo;... وقتي رئيس&zwnj;جمهور به اصفهان آمد يك نامه نوشتم اما مسئولان اصفهان هيچ اهميتي به اين نامه ندادند و براين اعتقادند كه با توجه به سياست&zwnj;هاي اين شركت در حال حاضر امكان به&zwnj;كارگيري راننده زن وجود ندارد.&raquo; بانوي قشقايي اما اين بار هم از ميدان به در نشد و براي پيگيري درخواستش به دفتررئيس كل شركت اتوبوسراني اصفهان رفت، در آنجا هم داستان بي&zwnj;مهري&zwnj;ها دنباله دار بود و تنها راهكاري كه اتوبوسراني پيش پايش گذاشت اين بود كه به شركت&zwnj;هاي خصوصي مراجعه كند. اين در حالي بود كه رانندگي در اتوبوسراني خصوصي هم سرزميني است كه زنان مصمم را بدان راه نيست. تهران، شهردارش و كورسوي اميد! بانوي قشقايي،فمنيست نيست،او حتي نمي&zwnj;داند فمنيست&zwnj;ها كيستند؟او گويي بانويي است برخاسته از ميان فرودستان كه فرسنگ&zwnj;ها با دنياي عافيت طلبانه وغيرواقعي فمنيست&zwnj;ها فاصله دارد،او فقط نمونه&zwnj;اي است از بانوان توانمندي كه فراتر از باور عمومي جامعه پيشرفت كرده واستعداد&zwnj;هايشان رابه شكوفايي رسانده&zwnj;اند، و حالا مي&zwnj;خواهد كه كمك خرج خانواده&zwnj;اش باشد نه هيچ چيز ديگر! بانوي قشقايي كه دلي پردرد از عدم حمايت مسئولان شركت واحد اصفهان و بي&zwnj;توجهي آنها به دستوررئيس&zwnj;جمهور دارد، مي&zwnj;گويد: عدم حمايت دولت از بانواني كه توانايي اشتغال در مشاغلي مثل رانندگي اتوبوس&zwnj;را دارند باعث مي&zwnj;شود تا اين شائبه به ذهن بروز كند كه سياست&zwnj;هايي كه در كشور اعمال مي&zwnj;شود سليقه&zwnj;اي است و هيچ ضابطه&zwnj;اي در اين خصوص وجود ندارد چراكه هر سازماني در هر نقطه از كشور سياست&zwnj;هاي خود را دنبال مي&zwnj;كند. وي در عين حال خطاب به رئيس&zwnj;جمهورتاكيد مي&zwnj;كند:&zwnj; ما همان زناني هستيم كه در طول جنگ به جبهه&zwnj;ها كمك مي&zwnj;كرديم و در زمان انتخابات پاي صندوق&zwnj;هاي راي آمديم اما هنگامي كه كارمان به مسئولان دولتي افتاد، بايد بي&zwnj;مهري&zwnj;ها را تحمل كنيم. بانوي قشقايي با ابراز شگفتي از حمايت&zwnj;هاي مسئولان شهري تهران از بانوان راننده اتوبوس&zwnj;هاي تندرو مي&zwnj;گويد: اگر چه تمام تلاش&zwnj;هاي من براي استمداد از رياست&zwnj;جمهوري به در بسته خورده اما هنوز اميدوارم مسئولان شهري تهران خصوصا دكتر قاليباف شرايط مرا درك كرده و براي من و فرزندانم امنيت شغلي ايجاد و به تنها درخواست من رسيدگي كنند. بانوي قشقايي آخرين باري كه به پايتخت سفر كرد بانوان راننده&zwnj;اي را ديد كه همپاي مردان در سامانه اتوبوسراني تندرو دل به گاز و دنده سپرده&zwnj;اند. ديدن بانواني كه راننده اتوبوس&zwnj;هاي تندرو هستند فكر كوچ از اصفهان به تهران را به سر بانوي قشقايي انداخت. كوچ از سرزميني كه در آن دستور بالاترين مقام اجرايي كشور خريداري ندارد. به شهري كه كورسوي اميدي درآن مي&zwnj;درخشد، مثل سال&zwnj;ها قبل كه اجدادش سرزمين&zwnj;هاي خشك را براي رسيدن به سرسبزي&zwnj;هاي ييلاق رها مي&zwnj;كردند! شايد اينطور بتواند در كلانشهرتهران و با كمك مسئولان شهري به آرزويش برسد،رانندگي با اتوبوس&zwnj;هاي تندرو! برچسب&zwnj;ها: قشقایی افتخارات ایل بانوی راننده]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:18:18 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>post</title>
<link>https://mbiran.loxblog.com/post-14</link>
<guid>https://mbiran.loxblog.com/post-14</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
&nbsp;


    
        
            
            در آیین نکوداشت محمد بهمن بیگی عنوان شد؛
            
            پیشنهاد تشکیل موسسه فرهنگی و پژوهشی محمد بهمن&zwnj;بیگی
            &nbsp;
            رییس مرکز اسناد و کتابخانه ملی استان فارس پیشنهاد تشکیل موسسه فرهنگی و پژوهشی محمد بهمن&zwnj;بیگی و فرهنگسرایی به نام او را ارائه کرد.
            به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان امور عشایر ایران به نقل از خبرگزاری ها،&nbsp;آیین نکوداشت محمد بهمن&zwnj;بیگی، پدر تعلیمات عشایر ایران، هم&zwnj;زمان با هفته معلم در شیراز برگزار شد.
            رییس مرکز اسناد و کتابخانه ملی استان&nbsp;فارس در این مراسم با اشاره به تقارن میلاد امام اول شیعیان، روز معلم و بزرگداشت بهمن&zwnj;بیگی، گفت: زندگی علی (ع) آموزنده است؛ 23 سال جهاد در کنار پیامبر (ص) برای بنیان&zwnj; گذاشتن اسلام، 25 سال پس از پیامبر شکیبایی و بردباری برای وحدت و حفظ نهال نورس دین&rlm; و پنج سال حکومت برای عدالت و محبت.
            
            
            
        
    


&nbsp;در آیین نکوداشت محمد بهمن بیگی عنوان شد؛

پیشنهاد تشکیل موسسه فرهنگی و پژوهشی محمد بهمن&zwnj;بیگی
&nbsp;
رییس مرکز اسناد و کتابخانه ملی استان فارس پیشنهاد تشکیل موسسه فرهنگی و پژوهشی محمد بهمن&zwnj;بیگی و فرهنگسرایی به نام او را ارائه کرد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان امور عشایر ایران به نقل از خبرگزاری ها،&nbsp;آیین نکوداشت محمد بهمن&zwnj;بیگی، پدر تعلیمات عشایر ایران، هم&zwnj;زمان با هفته معلم در شیراز برگزار شد.
رییس مرکز اسناد و کتابخانه ملی استان&nbsp;فارس در این مراسم با اشاره به تقارن میلاد امام اول شیعیان، روز معلم و بزرگداشت بهمن&zwnj;بیگی، گفت: زندگی علی (ع) آموزنده است؛ 23 سال جهاد در کنار پیامبر (ص) برای بنیان&zwnj; گذاشتن اسلام، 25 سال پس از پیامبر شکیبایی و بردباری برای وحدت و حفظ نهال نورس دین&rlm; و پنج سال حکومت برای عدالت و محبت.

کوروش کمالی سروستانی&nbsp;افزود: علی (ع) نخستین مؤمن نسل اول اسلام است، علی برادر پیامبر است، علی مظهر جهاد و رهبری است، مرد سیاست و مسئولیت اجتماعی است، علی مرد کار است، کشاورزی و تولید، علی مظهر نثر و شعر است، اندیشمند است و سخنور.

بهمن&zwnj;بیگی خواندن نهج&zwnj;البلاغه را به فرهنگ تبدیل کرد

رییس کتابخانه ملی و مرکز اسناد فارس افزود: سخنوری و نثر شکوهمند نهج&zwnj;البلاغه در کنار همه فضیلت&zwnj;های امیرالمؤمنان دو ویژگی بزرگی بود که بهمن&zwnj;بیگی را بر آن داشت تا هوشمندانه و از سر اردات خواندن نهج&zwnj;البلاغه را در مدارس عشایری به یک فرهنگ تبدیل کند؛ این تنها نشانه ارادت او به حضرت نیست.

او با اشاره به گفت&zwnj;و&zwnj;گویی از بهمن&zwnj;بیگی درباره شکل&zwnj;گیری دانش سرای عشایری گفت: بهمن&zwnj;بیگی می&zwnj;گوید، &laquo;اولین مکتب ما را که دیدند، اغلب&zwnj;شان شروع کردند به گریه! تحت تأثیر قرار گرفته بودند! دیدند ما شاگردانی داریم که نظیرشان در آن شرایط در جایی نبود. اولین معلمی هم که در چادر و توی بیابان دیدند، اسمش لطفعلی بود. این لطفعلی آدم باهوشی بود از اهالی شورجه که دهی بود بین شیراز و فسا، او تصدیق ششم ابتدایی داشت و ماهی 70 تومان به او می&zwnj;دادیم. مرد فقیری بود. یادم هست یکی از آن فرهنگی&zwnj;هایی که آمده بود ببیند من چه کار کرد&zwnj;ه&zwnj;ام، فریاد کشید و گریه کرد. اسم او &quot;عباس اکرامی&quot; بود. به هر حال، کار ما مورد تأیید قرار گرفت. گفتیم باید کاری کنیم که مکتب&zwnj;دارهای&zwnj;مان سِمَت رسمی داشته باشند و گفتیم چون سوادشان کم است، جایی را به نام دانشسرای عشایری تأسیس می&zwnj;کنیم تا آن&zwnj;ها بیایند و دوره&zwnj;ای ببینند و با حداقل حقوق و درجه استخدام شوند&raquo;.

کمالی سروستانی به بخش دیگری از این گفت&zwnj;و&zwnj;گو پرداخت و اضافه کرد: بهمن&zwnj;بیگی در ادامه می&zwnj;گوید، &laquo;پس از تایید تشکیل دانشسرا به آن لطفعلی گفتم، از این به بعد دیگر کسی حق ندارد اسم تو را به صورت سر هم بنویسد، بلکه باید به صورت جدا از هم بنویسند &quot;لطف&zwnj;علی&quot; تا کار با لطف&zwnj;علی شروع بشود. این&zwnj;طوری بود که دانشسرای عشایری با لطف علی(ع) پا گرفت&raquo;.

مدیر دانشنامه فارس نام&zwnj;گذاری نام یکی از پسران بهمن&zwnj;بیگی به نام &laquo;علی&zwnj; وردی&raquo; را نیز به خاطر همین عشق و ارادت به امام اول شیعیان دانست.

او ادامه داد: بهمن&zwnj;بیگی می&zwnj;دانست انسان به میزانی که برخوردار است انسان نیست&rlm;، بلکه انسان به میزانی که خود را نیازمندتر احساس می&zwnj;کند&rlm;، انسان است و به همین دلیل کوشید که نیازهای تازه&zwnj;ای را در ایل نهادینه کند؛ مهم&zwnj;ترینش سواد و دانش و بینش بود برای رهایی&zwnj;اش از بند تعصب و فقر. به همین دلیل به تعالی عشایر می&zwnj;اندیشید.

کمالی سروستانی در ادامه با روایت خاطره&zwnj;ای دیگر از بهمن&zwnj;بیگی گفت: وی در سال 1349 در بازگشت از فرودگاه شیراز خطاب به معلمان عشایری می&zwnj;گوید &laquo;امروز در استقبال از یکی از مقامات، هزار افسر آمده بودند که هیچ&zwnj;کدام عشایر نبود&raquo;. او از این&zwnj;که عشایر در جمع تحصیل&zwnj;کرده&zwnj;ها نیستند غمگین بود؛ اینک کجاست استاد بهمن&zwnj;بیگی تا ببینند که پس از 45 سال از آن روز غم&zwnj;انگیز، چگونه آرزوهای&zwnj;شان محقق شده است. همین چند روز پیش که جناب دکتر روحانی ریاست محترم جمهور به شیراز آمده بودند. در فرودگاه و شورای اداری به هر سو می&zwnj;نگریستی عشایر عزیز بودند. ترک و لر و عرب و خمسه. حالا دیگر فارس کم پیدا می&zwnj;شود.

او در ادامه بیان کرد: سرزمین ما دیری است که با نخستین آموزگار ایلش وداع کرده است، همان ایلیاتی اسطوره&zwnj;ساز که پرچم و لوای دانش عشایری، نخست بار، به همت بلندش بر فراز چادرهای سفید مدارس ایلی، سایه گسترد؛ ییلاق و قشلاق نشناخت و بی&zwnj;وقفه کف&zwnj;پوش نمدین چادر ایل را سرای آموختن و آموزاندن کرد. در این راه صلابتی بی&zwnj;حد نشان می&zwnj;داد که دانسته بود قدر مرد به علم است و دانش. مکتب&zwnj;داران را فرامی&zwnj;خواند و به جدّ می&zwnj;خواست که ایلیاتی را علم بیاموزاند.

کمالی سروستانی گفت: بهمن&zwnj;بیگی همت عشایری را می&zwnj;شناخت که نستوهند و استوار. کسوت علم را و دانش را زیبنده آنان بازشناخت، کانون خانواده را با چادرهای سیاه، درون آلاچیقی از نی با دیرک&zwnj;های سفید و طناب&zwnj;های پشمین، بی&zwnj;چراغ دانش برنمی&zwnj;تافت. می&zwnj;دانست که باید با زیور اندیشه مزین شود تا بن&zwnj;مایه&zwnj;هایش همچنان بی&zwnj; هیچ کژی در امان از هر گزند تاب ماندن و سایه&zwnj; گستراندن بیاورد.

نوشته&zwnj;های بهمن&zwnj;بیگی؛ شاهنامه منثور ایل

مدیر دانشنامه فارس درباره بهمن&zwnj;بیگی ادامه داد: وی معیشت آزاد و شاد شبانکارگی را، رنج&zwnj;ها و سختی&zwnj;هایش را بازشناخته بود و می&zwnj;دانست که در هر کوچِ ایل چه دشوار&zwnj;ی&zwnj;ها نهفته است؛ با این همه باور داشت که اگر قره&zwnj;قاج نبود، جای بسیاری از دل&zwnj;بستگی&zwnj;های زندگی از سرود نی تا رنگ رنگ گلیم عشایری، از بوی دود تا هُرم تنورهای دشت، تا پیه سوز اجاق&zwnj;های ایل، خالی بود. او خالی ایل را نمی&zwnj;خواست. او می&zwnj;خواست تا ایل بماند، تا بخشی از هویت این سرزمین با قدمت و غنای خود در هماره تاریخ بماند.

کمالی سروستانی با اشاره به ازدواج بهمن&zwnj;بیگی گفت: بهمن&zwnj;بیگی شیرزنان ایل را چون شیرمردان باور داشت.

او با اشاره به ذوق نویسندگی&zwnj; بهمن&zwnj;بیگی گفت: باید &zwnj;با شادروان استاد ایرج افشار هم&zwnj;داستان شویم که &laquo;نوشته&zwnj;های بهمن&zwnj;بیگی شاهنامه منثور ایل قشقایی و بویراحمدی و ممسنی و کهگیلویه است. هر کسی بخواند، می&zwnj;خواهد ایلی شود&raquo;. این دانشی&zwnj;مرد فرهیخته، سرد و گرم روزگار چشیده، به تجربه دریافته بود که تنها راه نجات عشایر ایران، دانش است و سواد.

کمالی سروستانی گفت: بهمن&zwnj;بیگی می&zwnj;دانست دیگر دوران قدرت تفنگ گذشته و دانش، بنیان تحول بود. دانش ثروت راستین بود، چنان&zwnj;که پیر را برنا می&zwnj;کرد. اندیشمندان معاصر او در سرتاسر جهان به این باور رسیده بودند که در روزگار ما قدرت در دانش است و او می&zwnj;دانست که &laquo;کلید مشکلات عشایر در لابه&zwnj;لای الفباست&raquo;. به همت او ایلیاتی&zwnj;های برآمده از طبیعت، با ذهن باز و دل پاک به دانشگاه&zwnj;ها راه جستند، برآمدند و امروز بذری را که او کاشت، به حاصل نشاندند.

بهمن&zwnj;بیگی رویکرد ایل را نوین کرد

او ادامه داد: بهمن&zwnj;بیگی می&zwnj;دانست که در روزگارانی نه چندان دیر، این سرزمین در تسخیر ایلات بود؛ ایل افشار، ایل زند و ایل قاجار. پس بر آن شد تا ایل را با رویکردی نوین متحول کند و به&zwnj;هنگام، به سوی اعتلا و شرافت ره بنماید و چنین است که امروز در پناه دوراندیشی او و همراهی زمانه&rlm;، در جمع ما، در دولت ما، در استانداری، دادگستری و دانشگاه&zwnj;ها و در بیمارستان&zwnj;های ما، ایلیاتی&zwnj;های سرافراز چنین می&zwnj;درخشند و نامی می&zwnj;شوند؛ امروز هم از پس گذر سال&zwnj;ها، نونهالان ایل بالیده&zwnj;اند، شهسواران دانش و علم شده&zwnj;اند&zwnj;.

پاسداشت 100 سالگی استاد

رییس مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس خواستار برگزاری مراسم ویژه&zwnj;ای در سال 1399 به مناسبت صدمین سالگرد میلاد بهمن&zwnj;بیگی شد و ابراز امیدواری کرد که شاهد چاپ آثاری تحلیلی از زندگی و اندیشه او باشیم.

او در پایان پیشنهاد کرد که&nbsp;کتابخانه&zwnj;های زنجیره&zwnj;ای بهمن&zwnj;بیگی چون چادرهایش در گستره ایران&zwnj;زمین ساخته شود؛ همچنین کتاب سالانه بهمن&zwnj;بیگی، حاوی مقالات تحلیلی درباره آثار او و اسناد و خاطرات منتشر شود.&nbsp;&nbsp;
]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:18:18 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>تیم فوتسال قشقایی های شاهین شهر</title>
<link>https://mbiran.loxblog.com/تیم-فوتسال-قشقایی-های-شاهین-شهر</link>
<guid>https://mbiran.loxblog.com/تیم-فوتسال-قشقایی-های-شاهین-شهر</guid>

<description><![CDATA[
تیم فوتسال قشقایی های شاهین شهر امسال در مسابقات دهه مبارک فجر شرکت می کند. این تیم با همت تعدادی از قشقایی های شاهین شهر تابحال حدود 4 جلسه تمرینی داشته و در حال انتخاب بازیکن برای این دوره از رقابت هاست. از عزیزان قشقایی جهت بازدید از تمرینات تیم دعوت به عمل می آید.
اسامی بازیکنان این تیم پس از انتخاب نهایی به اطلاع عموم خواهد رسید.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:18:18 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>امام زمان(عج) - بخون و گریه کن</title>
<link>https://mbiran.loxblog.com/امام-زمانعج---بخون-و-گریه-کن</link>
<guid>https://mbiran.loxblog.com/امام-زمانعج---بخون-و-گریه-کن</guid>

<description><![CDATA[
بدون ادامه مطلب]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:18:18 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>شعری زیبا از آقای امراله پناهی آزاد در وصف استاد بهمن بیگی</title>
<link>https://mbiran.loxblog.com/شعری-زیبا-از-آقای-امراله-پناهی-آزاد-در-وصف-استاد-بهمن-بیگی</link>
<guid>https://mbiran.loxblog.com/شعری-زیبا-از-آقای-امراله-پناهی-آزاد-در-وصف-استاد-بهمن-بیگی</guid>

<description><![CDATA[


&laquo;تقدیم به روح ملکوتی محمد بهمن بیگی&raquo;
&nbsp;
چوخواهی که دانی زچه گوهرم/به چشم بصیرت بخوان دفترم
خردمند داند معانی درست/ که یاقوت وخس،پیش نادان یکی است
کتابی نوشتم چوخرم بهار/ که هرگز به آفت نگردد دچار
زهرجا که خوانی سراسر گل است/ به متن اندرون لاله وسنبل است
&nbsp;هر آن کس بخواند زبرنا و پیر/ زخواندن نگردد به یک باره سیر
&nbsp;مشقت کشیدم زمانی دراز/زتدریس قرآن شدم سرفراز
&nbsp;بسی جهد کردم دراین سال سی/گه املا بگفتم گهی فارسی&nbsp;
دل وجان سپردم به تلمیذ خرد/زتعلیم دانش، روانم فسرد
چودوران خدمت به پایان رسید،/به ناگه نشاطم بشدناپدید
دیدم که عمرم گذشته چوباد/ازیرا،درونم به لرزه فتاد
ز موی سپیدم هراسان شدم/ ز امداد یزدان غزل خوان شدم
&nbsp;به خواب اندرون شیخ جنت مکان/بگفتم،که برخیز وشعری بخوان
ازیرا،به ناگه دگرگون شدم/ توگویی که یک باره مفتون شدم
به شعر و کتابت ،بپرداختم/به نیروی ایزد،غزل ساختم
 الا ،ای که هستی دراین ره بصیر/گذر کن زعیب و خطایم مگیر
امراله پناهی آزاد
]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:18:18 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>شعری از شاعر قشقایی، علم</title>
<link>https://mbiran.loxblog.com/شعری-از-شاعر-قشقایی-علم</link>
<guid>https://mbiran.loxblog.com/شعری-از-شاعر-قشقایی-علم</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;
دره بولـوت داغ بولــوت&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp; قره بولـــوت آغ بولــوت 
قدمینگ باش اوستونه&nbsp; &nbsp;&nbsp; قوبارلی یام یاغ بولــوت&nbsp;
یاغ بولوتوم داغلاموش&nbsp; &nbsp;&nbsp; جیگریمــی داغ بولوت
دؤشّن داغونگ دؤشونه&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; سولوندان تا , ساغ بولوت
ال اوزمه کی اوزولور &nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp; چادورومــدان باغ بولوت
دیدارینگا سویوزموش &nbsp; &nbsp;&nbsp; بستان بولوت باغ بولوت 
یاغ بولــوتــوم یاز گله &nbsp; &nbsp;&nbsp; &nbsp; آغ قوینونگی ساغ بولوت 
یاغ قویون لار یارّی یا &nbsp; &nbsp;&nbsp; &nbsp; کره گتیر یاغ بولوت 
قویروق دوتسا قوزّی لار &nbsp; &nbsp; ریگاه اولار چاق بولوت 
اوندا بیل کی تویوم دور&nbsp; &nbsp; &nbsp; داماغومدا چاق بولوت 
اوندا منی داغـدا گؤر&nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp; او سحر , او چاغ بولوت 
باخ گؤزوموز گؤیده دیر&nbsp; &nbsp;&nbsp; &nbsp; طاقتیــمیز طاق بولوت 
&nbsp; منیم گؤینوم دومان دیر &nbsp; &nbsp;&nbsp; سنینگ باشونگ ساغ بولوت
&nbsp; ایل قـره دیر گون قره&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; آهای گؤینــی آغ بولوت 
یاشلی گؤزونگ قوربانی &nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &quot; علم &quot; تکین یاغ بولوت 


&nbsp;
دره بولـوت داغ بولــوت&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp; قره بولـــوت آغ بولــوت 
قدمینگ باش اوستونه&nbsp; &nbsp;&nbsp; قوبارلی یام یاغ بولــوت&nbsp;
یاغ بولوتوم داغلاموش&nbsp; &nbsp;&nbsp; جیگریمــی داغ بولوت
دؤشّن داغونگ دؤشونه&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; سولوندان تا , ساغ بولوت
ال اوزمه کی اوزولور &nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp; چادورومــدان باغ بولوت
دیدارینگا سویوزموش &nbsp; &nbsp;&nbsp; بستان بولوت باغ بولوت 
یاغ بولــوتــوم یاز گله &nbsp; &nbsp;&nbsp; &nbsp; آغ قوینونگی ساغ بولوت 
یاغ قویون لار یارّی یا &nbsp; &nbsp;&nbsp; &nbsp; کره گتیر یاغ بولوت 
قویروق دوتسا قوزّی لار &nbsp; &nbsp; ریگاه اولار چاق بولوت 
اوندا بیل کی تویوم دور&nbsp; &nbsp; &nbsp; داماغومدا چاق بولوت 
اوندا منی داغـدا گؤر&nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp; او سحر , او چاغ بولوت 
باخ گؤزوموز گؤیده دیر&nbsp; &nbsp;&nbsp; &nbsp; طاقتیــمیز طاق بولوت 
&nbsp; منیم گؤینوم دومان دیر &nbsp; &nbsp;&nbsp; سنینگ باشونگ ساغ بولوت
&nbsp; ایل قـره دیر گون قره&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; آهای گؤینــی آغ بولوت 
یاشلی گؤزونگ قوربانی &nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &quot; علم &quot; تکین یاغ بولوت 
&nbsp;
&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp; 92/8/14&nbsp; شهرضا



ترجمه :&nbsp;&nbsp; 
دره پر از ابر , کوه پر از ابر .......... ابر های سفید ابر های سیاه

&nbsp;قدم هایت بر سرم&nbsp; ............................... غبار آلودم ببار ای ابر

ببار ای ابر که ................................... جگرم داغدار از داغ است 

بر سینه کش کوه ....... از چپ تا راستش ..... بنشین .. 

ای ابر (از باریدن) دست مکش که طناب چادرم ( رشته ی امیدم ) بریده خواهد شد

ای ابر؛&nbsp; بستان ها و باغها ............................ به دیدارت تشنه اند

ای ابر ببار تا بهار بیاید ............... بدوش آن میش سپیدت را

ببار تا میش ها سیراب شوند .............. کره بیاور و روغن

اگر بباری بره ها دم در می آورند ! و بزرگ می شوند و از مادر جدا می شوند 

آن روز برای من در حکم عروسی است و دماغم هم چاق است ! 

آن سحر و آن دم دیگر مرا در کمرکش کوه ها باید ببینی 

ببین که چشممان به آسمان است و طاقتمان طاق شده است

&nbsp;دل من مه گرفته&nbsp; است سر تو سلامت ای ابر 

سال قحطسالیست و روزگارمان سیاه ای ابر دل سپید

به قربان چشم بارانی ات ......... اگر می باری مانند &quot; علم &quot; ببار]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:18:18 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

