ما هر لحظه متولد مي شويم پس بايد هر لحظه را جشن بگيريم. نيروي هماهنگ لايزال و لايتناهي در پشت همه ي نيروهاي كائنات، تولد لحظه به لحظه ما را مديريت مي كند. همه چيز تحت سيطره و اراده ي الهي پيش مي رود و ما به سمت نعمت هاي فراوان هدايت مي شويم. همه چيز در دست اوست.
ما تغيير مي كنيم تا به خدا نزديك شويم. تغيير مي كنيم تا همانند خداوند زيباتر شويم. تغيير مي كنيم تا رشد كنيم و كامل تر شويم. در واقع تغيير مي كنيم تا به صفات متعالي خداوند برسيم. تغيير مي كنيم تا ظرفيت نعمت هاي متعالي تر خداوند را پيدا كنيم.
به همين خاطر لحظه به لحظه متولد مي شويم. تولدي كه جريان نور و اراده ي الهي است و تغيير ما را تضمين مي كند. همه ي اينها خواست اوست و خواست او بهترين و متعالي ترين است. پس بايد راحت و آسوده فقط به فكر تولدهاي جديد باشيم.
کلوا و اشربوا ولاتسرفوا ان الله لا یحب المسرفین(عليرضا اژدري)
بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید همانا خدا اسرافکاران را دوست ندارد.1
اسراف در فرهنگ لغات به معنای افراط ، فراخ رفتاری ،تلف کردن مال و ول خرجی کردن و یا در مهر مورد زیاده روی کردن را آورده اند.2
و اما درحرمت اسراف و مذموم بودن آن هیچ بحث و حرفی نیست ولی کلام در اینست که چگونه تشخیص دهیم زیاده روی کرده و اسراف نمودیم ، یا قدم به میانه و اعتدال گذارده ایم
ادامه مطلب...
از اين به بعد هر چيزي را خواستي بخري نصف آن را بخر. اگر مي خواهي يك كيلو پياز بخري، نيم كلو بخر. اگر مي خواهي 2 كيلو پرتقال بخري يك كيلو بخر. اگر مي خواهي 1 كيلو سيب بخري، نيم كيلو بخر. اگر مي خواهي 3 كيلو سيب زميني بخري، 5/1 كيلو بخر. خلاصه هر چيزي مي خواهي بخري نصفشو بخر.
ذهن ما ايرانيها طوري تربيت شده كه هر چيزي مي خريم حداقل دو برابر نياز واقعي مان است. اين موضوع را من كشف كرده ام و زندگي ام چنان رله و تنظيم شده كه حتي گراني هاي اخير نيز نتوانسته بر روي آن تأثير بگذارد. هر چيزي كه در ذهن داريد نصفش را خريد كنيد هيچ اتفاقي نمي افتد حتي خانم شما نيز نمي فهمد كه شما نصف مقدار سفارشش را خريده ايد.
نصف بيشتر آن چيزي كه مي خريم دورريز مي شود و اين خود اسراف است و خداوند مسرفين را دوست ندارد. چرا خداوند مسرفين را دوست ندارد براي اينكه به خودشان و مالشان و منابع عمومي صدمه مي زنند وگرنه خداوند منبع فيض و رحمت است و به خالش هيچ فرقي نمي كند كه ما چه مي كنيم.
از اين به بعد تصميم بگيريم:
هرچيزي را كه مي خواهيم بخريم فقط و فقط نصف يا كمتر از نصف آن را خريداري كنيم. آن وقت هيچ وقت دست تنگ نخواهيد شد.
الا بذكرالله تطمئن القلوب
همانا با ياد خدا دلها آرام گيرد. دلتو بسپار به خدا. بسپار به قدرت و رحمت لايزال و لايتنهاي هستي. با ياد خدا همنشيني تو با خدا قويتر مي شه و تو از منبع نعمت و بركت الهي بيشتر بهره مند مي شي. با ياد خدا خود را به همه اين منابع وصل مي كنيم.
خداوند دوست دارد به بندگانش عطا كند ولي بايد در كمال آرامش و شكوه بخواهيم. او نماينده اش را در وجود ما قرار داده تا ما را رهنمون گردد تا فوري خواسته هاي ما را اجابت كند.
پس چون با خدايي و خدا آرامش بي نهايت و ازلي است پس تو هم آرامش داري و به يك بادي از جا در نمي روي. فقط و فقط مي خواهي و وظيفه خود را انجام مي دهي. وظيفه ي ما آرام بودن و خدايي بودن است.
بارها احساس مي كنيم از پا افتاده ايم. اين حال از آن روست كه با سرچشمه ي نيرو و الهامي كه درون ماست، مرتبط نيستيم. حيات درونمان تشنه است. در دنياي ظواهر زندگي مي كنيم: همه چيز سايه است، حضور ندارد، واقعي نيست. براي يافتن نيرو و حيات به سايه ها مي چسبيم. آنها مدتي كوتاه ما را هيجان و انگيزه مي دهند. اما نيروي لازم برا رويارويي با نبرد زندگي، تسلط بر خواسته هاي جسم و اميال افسارگسيخته كه ما را به طوفانهاي تكبر و احساسات نامطلوب مي كشانند به ما نمي دهند. نيرويي تازه لازم است. پس بياييد ارتباط را با روحمان پرورش ذهيم. بايد هر روز فرو رفتن رد سكوت را تمرين كنيم. بايد هر روز فردي نيازمند را عاشقانه ياري دهيم.
هنگام رويارويي با خطر و مشكلات، هيچگاه پريشان نباش. از قدرت خداوند جان ياب و راست قامت بايست. خود را كودكي كوچك پندار كه در دامن پرمهر خداوند قرار دارد. هيچ مادري نمي گذارد كه فرزندش آسيب ببيند. در ميان مشقات و رنج، اندوه و درد، دوباره و دوباره بگو:
مادر الهي! مادر الهي!
آن كس را كه تحت حمايت توست ميليونها رنج را تاب خواهد آورد. از تعاليم جي. پي. وسواني
عصرایران ؛ جعفر محمدی - این یک باور دیرینه در میان ما ایرانیان است که اگر در ایام نوروز ، در پذیرایی از مهمانان ، آجیل وجود نداشته باشد ، برایمان «بد» است!
البته برای مردم مهمان نوازی مانند ایرانیان ، این «مسأله» عادی است. به همین دلیل است که اگر قیمت آجیل ، سر به فلک هم بگذارد ، ما ایرانی ها ، حتی به بهای زدن از شکم زن و فرزند هم که شده ، باید آن را تهیه کنیم تا آبروداری نماییم! حتی اگر در خانه هایمان ، فرزندان خود را از دست زدن به ظرف آجیل -مخصوصاً پسته هایش- منع کنیم و چشم غره رفتن مادر به کودکان که "ذلیل مرده! باز مهمون دیدی؟ دست به اون آجیل ها نزن" امری عادی باشد!
آجیل، نه کسی را سیر می کند و نه کسی از نخوردنش دچار سوءهاضمه می شود. آنچه حضور آجیل را در سبد خرید عید الزامی کرده است ، نگرانی از قضاوت قوم و خویش و دوست و آشناست که نکند بیایند و برود و بگویند که خانه فلانی آجیل نداشت یا اگر هم نگویند ، پیش خود فکر کنند که ما ، فقیر و ندار هستیم.
اگر این تصور که نداشتن آجیل در سفره عید ، نشانه فقر است ، از بین برود ، آن الزام نه چندان مهم تاریخی(!) مبنی بر داشتن آجیل در عید نیز می تواند منتفی شود.
ما می توانیم ، امسال که قیمت آجیل بی قواره بالا رفته ، آجیل نخریم و به مهمانان مان بگوییم که "نه از سر نداری و فقر ، که به خاطر اعتراض به گرانی بی قاعده آجیل آن را نخریدیم.ما ، بخشی از جامعه هستیم و قرار نیست هر طور که خواستند با ما رفتار کنند و قرار نیست اجناس را به هر قیمتی که تحمیل کردند بخریم."
می توانیم برای گرم شدن محفل عیدمان ، تعریف کنیم که یک بار در آلمان ، شیر را بیش از حد متعارف گران کردند و مردم نیز ، بی آن که مانند برخی جوامع بدوی ، شلوغ و شورش کنند ، تنها کاری که کردند این بود که شیشه های شیر که توزیع کنندگان پشت در خانه هایشان می گذارند را برنداشتند... و چند روز بعد ، قیمت ها به حالت سابق برگشت.
و در ادامه می توانیم این "رفتار متمدنانه" را با "رفتار خشونت آمیز" سودانی ها مقایسه کنیم که در اعتراض به گرانی بنزین ، پمپ بنزین ها را آتش زدند و باز آن را با "رفتار نامعقول" خودمان مقایسه کنیم که وقتی چیزی گران می شود ، خریدمان را چند برابر می کنیم تا به گران کنندگان جایزه هم بدهیم! و این در حالی است که در قریب به اتفاق موارد ، کاستن یا قطع تنبیهی و موقتی خرید خیلی از اقلام ، ضرری به زندگی مان نمی زند ، همان طور که هیچ کدام از آلمانی ها ، با چند روز شیر نخوردن ، نمردند.
در همین عربستان هم سال گذشته ، مدتی مرغ گران شد و مردم با شعار "نمی خریم تا مرغ هایشان بگندد" مدتی مرغ نخریدند تا ارزان شد ولی در ایران ، مردم دنبال کامیون مرغ دویدند و تا جایی که می توانستند خریدند ؛ مقایسه تلخی است اما این دو اتفاق تقریباً در یک مقطع زمانی رخ دادند و عربستانی ها آن کردند و ما ایرانی ها این!
علت نداشتن آجیل در ایام عید امسال ، می تواند "فقر" نباشد ، بلکه "احساس مسؤولیت در قبال جامعه" باشد. در این صورت ، مهمانان ، نه تنها سوء ظن نخواهند داشت ، بلکه تحسین مان هم می کنند زیرا آنقدر درک و شعور دارند که بفهمند این مسؤولیت اجتماعی ،بسیار ارزشمندتر از شکستن چند تخمه و خوردن چند پسته است.
اگر چیزی خارج از قاعده گران شود، در جوامع متمدن ، مردم "خردمندانه" آن را تحریم می کنند ؛ در جوامع عصبی ، "وحشیانه" شورش و خرابکاری می کنند و در جوامع احساساتی ، "حریصانه" می خرند... وقت آن است که ما نیز خردمندانه عمل کنیم.
همه ي تقصيرها را به گردن دولت مي اندازيم در حاليكه بيشتر تقصيرها به عهده ي خودمان است. اگر آجيل نخوريم نمي ميريم بلكه سالمتر هم مي مانيم. دكترها اين را مي گويند. پس براي چيزي كه دو جانبه ضرر دارد چرا اين همه حرص مي ورزيم و چشم و هم چشمي مي كنيم.
موقعي كه هر خانواده چندين برابر نياز خود آجيل مي خرد و انبار مي كند دولت چه كند؟ موقعي كه در اين وانفساي گراني همه به خريد اتومبيل و همچنين تعويض و جابجايي خودرو رو آورده اند دولت چه كند؟ منصف باشيم. عامل اصلي گراني ها خود ما هستيم و تا خود را اصلاح نكنيم دولت هيچ كاري نمي تواند بكند.
در وجود همه ي ما روح پنهاني هست كه در خواب فرورفته است. آن كس كه روح خفته اش بيدار مي شود، براستي سعادتمند است. او تشخيص مي دهد كه دنيا با همه ي دارايي ها و قدرتش، نمايشي گذراست. او خواهان حقيقت است. به عنوان زائر به جستجوي خدا برمي آيد. خدا را مي جويد، به خدا عشق مي ورزد. او غرق در عشق، خود را مي بازد و معبود را مي يابد. با «او» به يگانگي مي رسد، با جان جهان، با هر موجود زنده و بي جان.
من يتوكل علي الله فهو حسبه. هركس بر خدا توكل كند خداوند براي او كافي است.
وقتي اعتماد و توكل خود را بر چيزي غير از خدا قرار مي دهيم، خود را گرفتار زندگي مملو از ستيز مي سازيم. ستيز يعني ترديد، اظطراب، نگراني. مانند زورق توفان زده به اينجا و آنجا پرتاب مي شويم و نمي دانيم به كجا مي رويم. همه ي وقتمان صرف انجام كارهاي بيهوده مي شود كه انجام آنها ضرورتي نداشته است. همه ي وقت مان به آمادگي جهت زندگي مي گذرد به طوري كه هيچگاه فرصت نمي يابيم از زندگي ستفاده كنيم. جاي تعجب نيست كه چرا زندگي مان عاري از سرور است. آن كس كه چون كودك زندگي كند، درست زندگي كرده است. كودكان ستيز نمي كنند و هيچ ترسي ندارند. آنها مي دانند كه مادرشان در كنارشان است و وجود او همه ي نياز آنهاست.
خداوندا در طلوع آفتاب «تو» را نيازمندم!
شامگاهان «تو» را مي طلبم.
هنگامي كه ماه و ستاره ها ناپديد مي شوند، پيوسته كنارم باش.
وقتي ابرهاي تيره سر مي رسند به «تو» نيازمندم.
وقتي كه دانه هاي باران فرو مي ريزند به «تو» محتاجم.
هنگامي كه تندر مي خروشد پيوسته كنارم باش.
جي.پي.وسواني
