«بیل گیتس»،رئیس«مایکروسافت»،در یک سخنرانی در یکی از دبیرستانهای آمریکا، خطاب به دانشآموزان گفت: «در دبیرستان خیلی چیزها را به دانشآموزان نمیآموزند».او هفت اصل مهم را که دانشآموزان در دبیرستان فرا نمیگیرند، بیان کرد. به گزارش ایسنا، اصول بیل گیتس به این شرح است: اصل اول: در زندگی، همه چیز عادلانه نیست، بهتر است با این حقیقت […]

ادامه مطلب...

【کیا از این سرود خاطره انگیز یادشون میاد؟؟】
سال ۱۳۶۶ به یک باره قطعه ای با عنوان “قصه بابا” که بعدا به قطعه مادر برام قصه بگو، مشهور شد به صورت سرود با صدای پسربچه ای که با همراهی گروه کر اجرا شده بود، تمام کشور را درنوردید. این قطعه با لحن محزونش هم برای بزرگسالان جذاب بود و هم توانست نظر مخاطبان کودک و نوجوان را نیز به سوی خود به خوبی جلب نماید.
این قطعه آن سال چنان مشهور شده بود که از خیلی مکان ها می شد نوای آن را شنید. از بلندگوهای مساجد گرفته تا مراکزی در برخی نقاط مرکزی شهرهای مختلف که معمولا اعزام ها به مناطق عملیاتی و جبهه ها صورت می گرفت بسیار شنیده می شد و اکنون برای بچه های دهه ۶۰ قطعه ای کاملا نوستالژیک و خاطره انگیز است.
این قطعه با صدای محمدحسین توکل که آن روزها ۱۳ ساله بود و یکی از دو تک خوان اصلی گروه سرود بچه های های آباده محسوب می شد، اجرا شد.
【 متن شعر قصه بابا :】
مادر برام قصه بگو دل تنگ تنگه
قصه بابا رو بگو دل تنگه تنگه
مادر... مادر ... مادر ... مادر
ادامه مطلب...
نگرانی مادر را به یاد داری برای خالی نشدن مشک، اشکهایش را نمی شست. چشمهای مادر همیشه خیس ترنم صدای بابا بود. مادر کفش نداشت ولی به وسعت دشت، گون ها را برای من راه می کرد. صدایی لالایی مادر آهنگ سحرناز ایل را اشک آلود می کرد. دعای مادر عرش آسمان شب را نورانی می کرد تا پدر در کوه تنها نماند. مادر ایل ، یک ایل را در دست داشت و برای عظمت ایل دستهارا خاکستر نمی زد....................
ایل یادگار کهن : بمان تا همگان خورشید و و ماه را باور کنند. بفهمند بالاتر از عظمت خورشید صحرای دل بی بی گلبهار بود. بمان تاشاید مرحمی باشی بر زخمهایی که از کوچ بر دلها مانده. بمان تا دگر حسرت نقاشی دخترکان دست به تیغ همسایه را نخوریم. بمان تا شاید آرزوی پدر بزرگ برای نوازش اسبش یکبار دگر برآورده شود. مادرم را که به خاطر داری فقط برای ایستادگی توسفیدی دستانش را به خورشید تقدیم کرد و سیاهی را برای زتده ماندن شبهای پرستاره ایل در دست گرفت. مشکان بی آب هنوز در درونشان چشمه دارند و منتظرند بار دگر تشنه شوی. گون ها سالیانی است که منتظر اجاق خاموش تو هستند. ای ایل بار دگر طلوع کن و مطمئن باش در برابر بزرگی تو خورشید برای همیشه ابرها را در بغل میگیرد.

بزرگ بود/ و از اهالی امروز بود/ و با تمام افق های باز نسبت داشت ...
دشت ها و مراتع سبز و پربرکت روستاهای اِقلید در شمال استان زیبا و باستانی فارس، محل ییلاق و رفت و آمد ایل قشقایی بود و سالیان سال، روابطی گاه دوستانه و گاه رقابت آمیز و نادوستانه بین مردم روستاها و ایلیاتی ها برقرار بود. از همان دوران، آوای گرم و جانسوز و عاشق کشِ موسیقی قشقایی با تمام زوایا و تاریک روشن زندگی مردم آن منطقه گره خورده بود و با آنکه زبان مردم روستاها نوعی زبان لری - فارسی بود، اما تقریباً تمام پیر و جوان و مرد و زن، اشعار ناب ترکی قشقایی بویژه اشعار محزون را حفظ بودند و هنوز هم با لذت و حیرت می خوانند و جان و دل خود را بِدان صفا می دهند. ترانه های ناب خاندان بزرگ گرگین پور، فرود، فرهاد، شهین، افسانه، طهمورث و ... در متن و بطن زندگی ما جاری بود و همچنان هست. مراسم جشن یا سوگی در آن دیار برپا نمی شود مگر در گوشه ای زنان و مردان خاندان گرد هم می آیند و راز دل و خاطرات تلخ و شیرین فراموش ناشدنی خویش را در زلال چشمه سارِ جاری این اشعار و آهنگ های بی رحمانه زیبا صیقل و صفا می دهند. اشعاری گاه عاشقانه و جانسوز و گاه حماسی و پرشور و شعور.لالایی شهین، گجه لر، گجه لر، قره گجه لر، مرحله در یار یار و ... .
ادامه مطلب...
.jpg)
چادری به سفیدی برف در میان چادرهایی به سیاهی شب.نور در میان ظلمت. سفیدی در کنار سیاهی می درخشید و من شادمان بودم که چراغی در تاریکی افروخته ام ...!
"به اجاقت قسم"(محمد بهمن بیگی)

به همت تعدادی از قشقایی های شاهین شهر و مساعدت هم ایلی های عزیز، صندوق قرض الحسنه قشقایی های شاهین شهر تأسیس و اقدام به عضوگیری نموده است. هدف اصلی این صندوق، همیاری افراد بی بضاعت بوده و در ضمن سرمایه گذاران نیز بعد از شش ماه در نوبت وام یک و نیم برابری طبق مصوبه هیئت مؤسس قرار می گیرند.
جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره 09133074808 آقای قاسم فولادی وندا یا با شماره 09134137037 آقای اله کریم عباس نیا تماس یا به مشاور املاک آقای نادری قشقایی واقع در شاهین شهر، خیابان طالقانی، فرعی 1 غربی مراجعه نمایید.

