موسسه ورزشی ترلان قشقایی شاهین شهر
ماموریت این وبلاگ، اطلاع رسانی در خصوص ورزش قشقایی های شاهین شهر

آیا می دانید که شما صاحب نیرویی خارق العاده و جادویی هستید که با آن می توانید خود را در آن واحد، خوشحال یا غمگین سازید؟ با این نیرو می توانید هر چیزی را خراب و ویران یا کامل و بی نقص ببینید. این نیرو تمام چیزهای مربوط به شما را تحت تأثیر قرار می دهد، می تواند شما را زیبا یا زشت، دوست داشتنی یا منفور، مقتدر و قوی و یا ترسو و زبون بنمایاند، می تواند منبع بی پایان الهام و خلاقیت یا نیروی نابودگر موفقیت ها و رؤیاهای شما باشد. این نیرو، قدرت ذهن شماست.
ما همیشه در زندگی به دنبال نیرویی هستیم که از طریق آن بتوانیم زمام امور و سرنوشت خود را به دست گیریم اما از این حقیقت غافلیم که برترین قدرت های جهان، در وجود خودمان نهفته است.
سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد
آن چه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد
ذهن ما همانند پروژکتور، فیلم تصاویر و داستان ها را روی پرده ی خودآگاه می افکند. این تصاویر و داستان ها، همان احساسات، عواطف، تجارب، زخم ها و افکاری ست که از زمان کودکی یا زندگی های گذشته، در ذهن مان انباشته شده اند. این فیلم، مجموعه ای از احساسات فرو خورده است که هر روز تصویرش را بر انسان ها یا شرایطی که در مسیرمان قرار می گیرند، می افکنیم اما اغلب فراموش می کنیم که مشغول تماشای فیلمی هستیم که از پروژکتور ذهن مان به بیرون افکنده می شود و می اندیشیم که هر آن چه می بینیم، واقعیت دارد. ما چنان غرق تماشای فیلم می شویم که آن را واقعیت محض می پنداریم. این مسأله به آن می ماند که در سالن سینما چنان فیلم را باور کنیم که از جای خود برخاسته، خطاب به بازیگر روی پرده فریاد بزنیم:« مواظب باش! یک نفر پشت سر توست.» بعضی وقت ها انسان، چنان غرق در تفکرات ذهنی می شود که ناخودآگاه، واکنش نشان می دهد و اگر این تفکرات، هیجانی و ناراحت کننده باشد، دچار عرق زدگی شده و در حالی که کوچک ترین تحرک فیزیکی نداشته، بسیار خسته می شود. آیا واقعاً آن تفکرات، اتفاق افتاده که این چنین واکنش جسمی فرد را موجب شده است؟
در خارج، هیچ اتفاقی نیفتاده است؛ تمام آن چیزهایی که در ذهن ما شکل گرفته، ساخته و پرداخته ی ذهن بوده و واقعیت بیرونی ندارد اما در زندگی ما نقش واقعی و جدی ایفا کرده و زندگی مان را تحت تأثیر قرار داده است.
تصورات ذهن، نه تنها واقعیت وجود خود، بلکه واقعیت وجود دیگران را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. این که می گویند:« دل به دل راه دارد»، منظور همان ذهن است که فکر همدیگر را می خوانیم. در حقیقت آن چه ذهن ما تصور می کند، می تواند به حقیقت مبدل شود. پس ما با ذهن مان هم می توانیم روی دیگران تأثیر بگذاریم. به همین دلیل باید خیلی مواظب باشیم- چه به طور فیزیکی و چه ذهنی- اگر روی دیگران تأثیر بگذاریم، در پیشگاه حق و حقیقت مسؤولیم . ذهن، هم می تواند منبع افکار منفی باشد و هم منبع افکار مثبت؛ اگر ذهن را کنترل کرده و افکار را پالایش کنیم، قطعاً سعادتمند خواهیم شد. در واقع ما با کنترل ذهن، خود را به دست خرد و هوش آسمانی سپرده ایم که آفریننده ی ما بوده و به تمام زوایای زندگی مان کاملاً آگاه است.

ما مجبور نیستیم به هر آنچه به ذهن مان می رسد، توجه کنیم. وقتی می بینید یکی از افکار می خواهد شما را به مقصدی ببرد که مورد علاقه تان نیست، خیلی ساده آن را با فکر مثبت تر و بهتری عوض کنید.
افکار ما همانند آهن رباست و انرژی های مشابه را می رباید. با نگاه کردن به صورت آدم ها، انرژی آنان را احساس می کنید و جنس افکارشان را می فهمید. البته منظور، نگاه کردن با بصیرت است؛ بصیرت است که می تواند افکار ذهن را پالایش کرده و از ورود افکار ناسالم به حوزه ی تصمیم گیری و عملیاتی جلوگیری کند.
پس فلسفه ی وجودی ذهن و نوع وظیفه ی آن، مستلزم افکار سازی مداوم بوده و نمی توان یک ذهن خالی و بی دغدغه را متصور شد و یا گفت که « ذهن من از هرگونه افکار منفی، خالی شده و فقط افکار مثبت در آن جریان دارد.» البته غلظت نوع افکار می تواند به سمت مثبت یا منفی تغییر کند؛ به نحوی که جا برای دیگری، بسیار کم و ناچیز باشد.
همان طور که گفتیم، وظیفه ی اصلی ذهن، افکار سازی و تحرک افکار در جهت ها و شکل های مختلف است، پس نباید از ذهن توقع داشته باشیم که به راحتی و به طور صد در صد در سلطه ی ما باشد.
خود برتر، با ذهن متفاوت است. ذهن، هم چون ماشینی ست که هم توانایی مثبت بودن دارد و هم توانایی منفی بودن اما خود برتر، آن چیزی ست که ما به خاطر آن آفریده شده ایم. واقعیت وجودی ما، همان خودبرتر ماست. ذهن به طور مطلق، دشمن خود برتر یا دوست آن نیست، بلکه بسته به استفاده ی ما از آن، رفتار می کند.
خود برتر ما چیزی جدا از ذهن است و عامل شخصیت ماست. شخصیت واقعی ما، نشان دهنده ی قدرت خود برتر ماست. مدیریت ذهن در واقع مدیریت انسان است. اگر ما ذهن را مدیریت کنیم، گویی تمام جنبه های زندگی مان را مدیریت کرده ایم. ذهن همانند تلویزیونی ست که بی نهایت کانال دارد و هر کانالی را می توان انتخاب کرد. تنوع و تعدد کانال ها موجب می شود در یک خانواده ی معمولی نیز برای انتخاب کانال ها از سوی والدین، مدیریتی صورت بگیرد. بنابراین لازم است ما در انتخاب کانال های تلویزیون ذهن مان، دقت کافی به خرج داده و زندگی مان را دچار هرج و مرج فکری و عملی نکنیم.
این مدیریت در واقع به عهده ی خود برتر ماست. خود برتر ما، هدف اصلی آفرینش ماست و بر پایه ی رشد و کمال بنا شده است. هرچه غیر از خود برتر که در اثر عدم حضور آن به وجود می آید، منجر به بروز مشکلات عدیده ای می شود که زندگی را به بیراهه می برد.
منابع:
- «
رازهای ده گانه ی زندگی» « باربارا دی آنجلیس» ترجمه ی « نسرین گلدار و ناهید پایدار»
-
ذهن زیبا«دکتر ژوزف مورفی» ترجمه ی « هوشیار رزم آزما»

 




تاریخ: دوشنبه 09 آبان 1390
ارسال توسط mbiran
از همان سال های اول مدرسه این آرزو شکل می گیرد؛ آرزوی داشتن شغلی که دوستش دارید و در آن احساس توانمندی می کنید اما کمتر کسی است که در دنیای بزرگسالی اش به این آرزوی کودکی برسد.

بعد از دانشگاه و ورود به بازار کار، با جدی تر شدن زندگی و نیازهای مالی، افراد تمام سعی شان را برای فراموش کردن آرزوی شان و جدی تر زندگی کردن به خرج می دهند. برای کسانی که با دغدغه های بسیار کار می کنند، داشتن کسب و کاری که بیشترین آرامش را به آن ها بدهد آنقدر دور از دسترس به نظر می رسد که برایش هیچ تلاشی نمی کنند. رسیدن به آرزوها کار هرکسی نیست اما اگر به دنبال چیزی می گردید که به زندگی تان معنا بدهد و شما را از نظر خودتان ارزشمندتر کند، باید از همین لحظه آرزوهای تان را بازیابی کنید و مسیر زندگی تان را به آن ها پیوند بزنید. باور کنید همه آدم های موفق هم از همین نکات ابتدایی شروع کرده اند.

● چگونه شروع کنید؟

«دوست داشتم روزی یک نویسنده شوم». این جمله ای است که ما هر روز از زبان آدم های اطرافمان به شکل های مختلف می شنویم. برخی از آن ها دوست دارند نویسنده شوند، برخی ها ورزشکار و بعضی ها هم آرزو دارند آشپزی حرفه ای باشند اما واقعیت این است که تا زمانی که به قصد انجام این کار از جا بلند نشوید، چند خطی ننویسید، غذایی درست نکنید یا سراغ ورزش نروید آرزوی تان محقق نخواهد شد. رسیدن به آرزوها شاید یک شبه اتفاق نیفتد اما تا زمانی که با جدیت برای شروع کردنش اقدام نکرده اید، نمی توانید امیدی برای رسیدن به آن داشته باشید. به جای آرزو کردن، از همین لحظه برای برآورده کردن آرزوی تان تلاش کنید و به جای می خواستم، می خواهم را به کار ببرید. برای شروع می توانید فهرستی از آرزوهای تان را مشخص کنید و باتوجه به توانایی های تان مشخص کنید که چه راهی را قرار است آغاز کنید.

● به چه چیز نیاز دارید؟

اگر می خواهید یک کسب و کار راه بیندازید، تمام چیزی که به آن احتیاج دارید یک ایده است. این ایده قرار نیست چیز عجیب و غریبی باشد؛ شما با یک ایده کوچک می توانید یک کسب و کار کوچک اما موفق را شروع کنید. قبل از انتخاب کردن کارتان به توانایی های تان فکر کنید. چه کاری را شما می توانید به بهترین شکل انجام دهید. بعد از انتخاب این کار شما نیاز به کمی تجربه دارید. اگر فکر می کنید آنقدر حرفه ای هستید که می توانید خودتان به تنهایی شروع کنید، درنگ نکنید اما اگر فکر می کنید به اندازه کافی در مورد فوت و فن کوزه گری آن کار چیزی نمی دانید، سراغ آگهی های کار یابی بروید و به عنوان کارمند یا شریک در آن حوزه دست به کار شوید. واقع گرا باشید و کارتان را به اندازه توانایی های تان انتخاب کنید. شاید فعالیت فعلی شما دقیقا با آرزوهای تان منطبق نباشد اما مطمئن باشید با گذشت زمان و تلاش برای بهتر شدن، در آینده ای نزدیک می توانید آرزوهای تان را محقق کنید.

اگر می خواهید یک کسب و کار راه بیندازید، تمام چیزی که به آن احتیاج دارید یک ایده است. این ایده قرار نیست چیز عجیب و غریبی باشد؛ شما با یک ایده کوچک می توانید یک کسب و کار کوچک اما موفق را شروع کنید

● به روز باشید

اگر دوست دارید یک خلاق واقعی باشید باید خودتان را به روز نگه دارید. ایده های قدیمی و ابزارهای عهد عتیق را کنار بگذارید. تکنولوژی های نوین چه خدمتی می توانند به شما بکنند؟ اگر دید دقیقی نسبت به فعالیت های تان داشته باشید، می توانید در مورد ابزارهایی که به تازگی برای چنین کسب و کاری تولید یا اختراع شده اند هم اطلاعاتی به دست آورید. بدنیست در مورد ایده ای که در ذهن دارید یک جست و جوی اینترنتی داشته باشید تا با مقاله ها، وبلاگ نوشته ها یا سایت های تخصصی آن حوزه نیز آشنا شوید. شاید هم نیاز باشد قبل از هرچیز در دوره هایی که در مورد آن کسب و کار وجود دارد شرکت کنید. آموزشگاهی معتبر را انتخاب کرده و سعی کنید در مورد کاری که آرزویش را دارید چیزهای بیشتری یاد بگیرید.

● قدم به قدم پیش بروید

قبل از شروع، یک چارت دقیق از فعالیت هایی که باید انجام دهید تنظیم کنید. مراحلی که باید برای این فعالیت طی کنید را به صورت چارت بکشید و در زمان انجام کار، با گذشتن از هر مرحله روی آن تیک بزنید. ممکن است در حین انجام کار، شما به تصویری دقیق تر در مورد فعالیت تان برسید و چارت تان را هر روز تکمیل تر کنید. این چارت هم می تواند شامل مراحلی باشد که شما باید برای شان تلاش کنید و هم شامل مواردی که با کمک و اقدام دیگران انجام می شوند.

● سوال بسازید

لیستی از مهم ترین سوالاتی که در ذهن دارید تهیه کنید. چه چیزهایی را در مورد این کار نمی دانید؟ به چه اطلاعات و برآوردهایی نیاز دارید؟ همه سوالات خود را فهرست کرده و سعی کنید تا برای هر کدام جوابی دقیق و قانع کننده نگرفته اید کارتان را شروع نکنید. پاسخ سوالات تان را در جدولی که نیازها، هزینه ها، زمان انجام کار و... را دربرمی گیرد تنظیم کنید. شما هر روز یک قدم به کامل شدن این جدول نزدیک خواهید شد و به این ترتیب ارزیابی دقیق تری نسبت به فعالیتی که قرار است انجام دهید به دست خواهید آورد.

● به هر نظری گوش نکنید

شما باید برای شروع کمی در مورد فعالیتی که قرار است انجام دهید تحقیق کنید. سعی کنید در این زمینه از کسانی کمک بگیرید که تجربه چنین فعالیت یا کار مشابهی را داشته اند و می توانند نظری دقیق در مورد آنچه بیان می کنید به شما بدهند.

● آرمان گرایی را فراموش کنید

برای شروع کار آرمان گرا نباشید. بزرگ ترین کسب و کارهای جهان از اتاقی کوچک و شرکتی با چند پرسنل شروع شده اند. شما باید افقی که برای سال های آینده کارتان درنظر گرفته اید را مشخص کنید اما در حال حاضر و برای شروع جوری قدم بردارید که کسب و کارتان به خطر نیفتد و همین طور تمامی پل های پشت سرتان خراب نشود. با خودتان صادق باشید توانایی های تان را بشناسید و سنگ بزرگ را تا اطلاع ثانوی فراموش کنید.

● چند توصیه تکمیلی

▪ واقع گرا باشید

در مورد توانایی های تان خیال پردازی نکنید. این توانایی ها هم شامل قوای بدنی، هم توان علمی و هم وضعیت مالی شما می شود. کاری را شروع کنید که از این ۳ نظر بتوانید از پس آن بر بیایید. روی کسانی که برای کمک به شما داوطلب می شوند تا حدودی حساب کنید اما بار اصلی کار را به عهده دیگران نیندازید و جوری روی دیگران حساب نکنید که با از دست دادن کمک شان تمام کارتان را از دست بدهید.

▪ برنامه بلندمدت، کوتاه مدت و میان مدت داشته باشید

برای رسیدن به نقطه اوجی که انتظارش را دارید نیازمند زمان بندی ها و برنامه های متفاوتی هستید. شما باید برنامه ای بلندمدت، میان مدت و کوتاه مدت را تنظیم کنید. برنامه بلندمدت همان آرزوی شماست. خب؛ شما برای رسیدن به این آرزو چه نیازهایی دارید و این نیازها چه زمانی را از شما طلب می کنند. همه آن ها را به دقت فهرست کنید و با تحقیق هایی که در مورد کارتان انجام داده اید و با مشاهده فعالیت های کسانی که در این حوزه وارد شده اند، برآوردی نسبت به زمان لازم برای انجام کارتان به دست بیاورید. زمان هر کدام از کارهایی که در فهرست تان نوشته اید را روی کاغذ بنویسید و سپس آن ها را به ترتیب بازنویسی کنید. این زمان بندی را به ۳ بخش کوتاه مدت یا زیر ۲ سال، میان مدت یا بین ۲ تا ۰۱ سال و بلندمدت یا بالای ۰۱ سال تقسیم کنید. این باعث می شود که هم برای طبق برنامه پیش رفتن تلاش کنید و هم از کوچک بودن کسب و کارتان در آغاز ناامید نشوید.

▪ وقایع نگاری کنید

بعد از شروع فعالیت تان دفتری را برای نوشتن وقایع روزانه تان انتخاب کنید. احساس تان در هر روز نسبت به کارتان را بنویسید. مشکلاتی که در هر لحظه سد راه تان می شوند، چیزهایی که یاد می گیرید و پیشرفت هایی که به دست می آورید را هر روز در دفترتان بنویسید. با این کار بعد از چند ماه می توانید ارزیابی دقیق تری نسبت به خود و فعالیت تان به دست بیاورید و از طرف دیگر بعد از مدتی با خواندن مراحل تلاش تان دلگرمی بیشتری نسبت به آنچه به دست آوردید پیدا خواهید کرد.برگرفته از سایت خبری تحلیلی دایان




تاریخ: دوشنبه 09 آبان 1390
ارسال توسط mbiran

 

مقدمه
اعتراف می کنم که نوشتن در مورد استاد محمد بهمن بیگی علی رغم منابع فراوانی که وجود دارد بسیار سخت است. او کسی است که نهضت علمی سوادآموزی عشایر را در لابلای کوه ها، تپه ها، کتل ها، دشتها و راههای صعب العبور به راه انداخت و ...


ادامه مطلب...
تاریخ: دوشنبه 09 آبان 1390
ارسال توسط mbiran

واقعاً "موفقیت در کار" فرمولی دارد؟

 موفقیت 

1-     فرمول 

موفقیت  در کار آسان است: کمی زودتر ازدیگران کار را شروع کنید، کمی سخت کوش تر از دیگران باشید و کمی دیرتر از دیگران محل کار خود را ترک کنید.

2-      ذهن خود را مدام با تصاویر 

سلامتی ، شادمانی و سعادت  که آرزوی آن را دارید پرکنید.

 مؤدبانه بپرسید. مشتاقانه بپرسید. قاطعانه بپرسید. دوستانه بپرسید. صمیمانه بپرسید . کنجکاوانه بپرسید. و به یاد داشته باشید که آینده متعلق به آنهایی است که می پرسند.

3-     موفقیت شغلی هنگامی آغاز می شود که دقیقاً مشخص کنید 

شغل  ایده آلتان چیست؟

4-     رؤیاهای بزرگی را در سر بپرورانید . تصور کنید که در هیچ زمینه ای محدودیتی ندارید و سپس قبل از آن که تصمیم بگیرید چه کاری برایتان ممکن است، تصمیم بگیرید که چه کاری مناسب ودرست است.

5-     با ایده آل خود شروع کنید

شغل ، زندگی و محیط کاری ایده آل خود را توصیف کنید.

6-     شاید مهمترین واژه در 

موفقیت  و خوشبختی  این باشد:«بخواه!».

7-     از دیگران آنچه را که می خواهید طلب کنید. از آنها کمک بگیرید. اطلاعات لازم را کسب کنید. با آنها مشورت کنید. نظرشان را بخواهید و هرگز از خواستن و پرسیدن نترسید.

8-     مؤدبانه بپرسید. مشتاقانه بپرسید. قاطعانه بپرسید. دوستانه بپرسید. صمیمانه بپرسید . کنجکاوانه بپرسید. و به یاد داشته باشید که آینده متعلق به آنهایی است که می پرسند.

9-     به دنبال شغلی که دوست دارید باشد. حقوقی را که می خواهید طلب کنید. به دنبال قبول مسئولیت ها و پست هایی که دوست دارید باشید.

10- هر چقدر شغل یا کارتان را بهتر و دقیق تر مشخص کنید، آن را آسان تر به دست می آورید.

11- از طریق برنامه ریزی، تحقیق و استفاده از راه کارهای کارآمد موجود در زمینه پیشرفت شغلی ، کنترل کامل مسیر زندگی خود را به دست بگیرید.

12- همیشه پس ازمصاحبه یک نامه تشکر آمیز برای آن سازمان بفرستید. این کار اغلب اوقات شرایط را به نفع شما تغییر می دهد.

13- اگر واقعاً مایلید در سازمانی شروع به کار کنید، برای آنکه استعدادها و ارزش های خود را به اثبات برسانید پیشنهاد یک ماه کار بدون حقوق بدهید.

14- در طول ساعات کار، پیوسته مشغول کار باشید. سعی کنید در محل کار خود به پُر کارترین فرد مشهور باشید.

15- با مشهور شدن به عنوان پر کارترین فرد سازمان سریع تر ازهر طریق دیگری مورد توجه تصمیم گیرندگان اصلی سازمان قرار می گیرید.

بخش اجتماعی سایت تبیان




تاریخ: دوشنبه 09 آبان 1390
ارسال توسط mbiran

 

به نام نیروی هماهنگ کائنات

زندگینامه دکتر اردشیر حسین پور

دانشمند بی نظیر قرن معاصر ایران

روي سخن اين کتاب با کساني است که در جستجوي راهي براي موفقيت در امور دنيا و آخرت خود بوده و مي‌خواهند در عين حال که به موفقيت­هاي دنيوي مي‌رسند، سالک راه خدا نيز باشند. و همچنين براي کساني که در زندگي طعم نااميدي، ناخشنودي، عدم جسارت و غم نرسيدن به تعالي را چشيده و تجربه کرده‌اند. اميد است که اين اثر بر جاده­ي زندگي همه­ي خوانندگان، پرتوئي از انوار الهي تابانده و الهام­بخش، حيات­افزا، جهت­دهنده و هدف­بخش باشد.

اين کتاب در مورد زندگاني مردي است که الگوي وارسته­اي از يک شخصيت بارز علمي ‌‌و خدايي بود. او جايگاه خداوند را در زندگي در اميدها، اراده، الهامات و موفقيت‌هايش به­خوبي درک کرده بود. او فهميده بود که موفقيت به عنوان موهبت الهي، خارج از دسترس نيست و هر کس با تلاش مناسب به آن دسترسي خواهد داشت.

او با زندگي پرشکوه علمي ‌‌‌و اخلاقي­اش به همه نشان داد که انسان چگونه  مي‌تواند در زندگي موفق شده، قله‌هاي شکوه و پيروزي را فتح کرده، رستگاري دنيا و آخرت را به دست آورد. او به عنوان مردي خداجو، خداپرست، عالم و آگاه توانست با استفاده از قدرت نگرش علمي ‌‌و همه جانبه­ي خود، علوم را بشکافد و جايگاهي عظيم و بلند در سلسله جبال دست نيافتني علم و دانش به دست آورد.

اينکه عنايت و توجه خداوند همواره شامل حال اين مرد بزرگ بوده است، از زندگي نمونه­ي او، رفتار، گفتار و عملکرد منحصر به­فرد و متعالي­اش نمايان بود. تعالي­اي که زبانزد خاص و عام از اقوام و آشنايان و همکاران و شاگردانش بود.

او علم را با ايمان آميخته و مسير موفقيت را با آشنايي به حقايق و معارف الهي يافته بود. بعضي از کارهاي علمي ‌که شايد براي انجام آن حداقل به يک­سال وقت نياز باشد، در مدتي بسيار کمتر از آن به انجام مي‌رساند. بسياري از کارهاي علمي ‌‌که ايشان به نتيجه رساند، به معجزه مي‌ماند و در آن زمان کم باعث تعجب و حيرت همگان مي‌شد. اين نشان مي‌دهد که او چنان از لحاظ معنوي فرهيخته بود که در جريان واقعيت مسائل قرار داشت.

آنهايي که خدايي­اند و به بينش و بصيرت الهي مسلح بوده و به يقين و اطمينان در شناخت خود و خداي خود رسيده‌اند، هميشه کوتاه­ترين و مؤثرترين راه براي آنها به­راحتي قابل شناسايي است. آنها با چشم بصيرت و با قدرت و تفکر دروني خود به­راحتي به بهترين راه حل براي رسيدن به موفقيت و شکوه و رضايت حق مي‌رسند.

دکتر حسين­پور در دي­ماه سال 1341 در تهران به دنيا آمد. دوران کودکي خاطره­انگيز او همه به­روشني حکايت از اين داشت که وي داراي آرمان­هاي متعالي بوده و صاحب نبوغ است. وقتي در سن نوجواني- دوران دبستان - مي‌بيند که دانش­آموز يهودي تغذيه دانش­آموزان مسلمان را به قيمت نازل خريداري و جمع­­آوري مي‌کند تا براي بچه­هاي يهوديان در اسرائيل ارسال کند با او برخورد مي­کند و اين عمل او را ناجوانمردانه مي­داند و کار به­جايي مي­کشد که مادر دکتر مجبور مي‌شود مدرسه دکتر را تغيير دهد. همين اتفاق کافي است تا مشخص ‌شود آرمان­هاي متعالي، افکار و اهداف بلند همچون عدالت خواهي از اول در وجود ايشان از طرف خداوند به وديعه گذاشته شده است و ضمير او پر از روشني و نور الهي بوده است. هدف دکتر از اين اتفاق به­خوبي مشخص است. او نژاد پرست نيست، بلکه به انسانيت مي­انديشد. اين اتفاق در زماني که زمين و زمان از اسرائيل حمايت مي­کردند رخ داد.

استنباط اين است که عقيده­ي دکتر اين بوده که نمي­توان کسي را به خاطر اينکه نيازمند است از رفاه اجتماعي محروم کرد يا اينکه نمي­توانيم حق و حقوق ملتي را به خاطر ضعف و ناتواني پايمال کنيم. هر انساني ابتدا در مقابل خويشتن، سپس خويشان، بعد هموطنان و در مرتبه­ي بعدي همکيشان و در نهايت در مقابل جامعه جهاني مسئول است و همه­ي اين مسئوليت­ها ابزار کسب رضايت الهي است که هدف غايي آفرينش است.

اولين وظيفه­ي ما در زندگي خودسازي است. تا زماني که خود را نساخته­ايم نمي­توانيم منشأ خير و برکت براي ديگران باشيم. بعد از مرحله­ي خودسازي، انسان بايد به طور منطقي و عادلانه بدون اينکه اجحاف يا ستمي در حق ديگران صورت گيرد به فکر نزديکان و خويشان باشد. بعد از اين مرحله انسان مي­تواند در جامعه خويش در سلسه مراتب بالاتر تأثيرگذار باشد. لذا دکتر در اولين مرحله، جلوگيري از تضييع حق همکيش و هموطن خود را امري ضروري و لازم مي­داند.

او از مادري پاک و نمونه از طايفه  لر و پدري جوانمرد از اهالي کرد متولد شد. پدر و مادرش بيشترين دقت را براي تربيت او به عمل آوردند. دوران تحصيلات ابتدايي را در دبستان آسماني شيراز گذراند. كسب عنوان دانش­­آموز برتر استان فارس و دريافت تقديرنامه از وزير وقت آموزش و پرورش، از اولين افتخارات علمي‌اش به حساب مي‌آيد. دوران تحصيلات راهنمايي و دبيرستان را با كسب رتبه اول در تمامي ‌‌‌پايه‌ها و اخذ ديپلم رياضي فيزيك به پايان رساند. وي در دوران انقلاب فرهنگي و تعطيلي دانشگاه­ها، از تلاش و كوشش در جهت كسب علم و دانش باز نايستاد و با مطالعه دروس مربوط به رشته علوم تجربي، موفق به دريافت مدرك ديپلم تجربي شد.

دوران خدمت سربازي را در جبهه‌هاي جنگ به دفاع از مرز و بوم ميهن خود پرداخت. دريافت تقديرنامه جنگي از حضرت آيت ا... خامنه­اي رئيس جمهور وقت، از ديگر افتخارات او در اين دوره است.

پس از اتمام دوران سربازي و موفقيت در كنكور سراسري به ادامه تحصيل در رشته مهندسي الكترونيك پرداخت و ضمن اخذ مدرك مهندسي الكترونيك، موفق به گذراندن دروس تخصصي رشته‌هاي مهندسي مخابرات (گرايش امواج)، سخت­افزار رايانه و فيزيك تا سقف 200 واحد شد. از بين اين رشته‌ها، رشته فيزيك را براي ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر انتخاب و كارشناسي ارشد خود را در رشته فيزيك ماده چگال در سال 1373 و دكتراي خود را در رشته فيزيك اتمي‌‌‌ در دانشگاه شيراز در سال1381 به پايان رساند.

از سال 1371 به انجام پروژه‌هاي علمي ‌‌‌در صنايع مختلف پرداخت و پس از اخذ مدرك فوق ليسانس، در دانشگاه صنعتي مالك اشتر به عنوان عضو هيأت علمي ‌‌‌مشغول به تدريس و انجام تحقيقات علمي ‌‌‌شد. وي با اخذ مدرك دكترا به عنوان عضو هيأت علمي ‌‌‌ثابت گروه مهندسي مواد دانشكده مهندسي شيراز پذيرفته شد و تا پايان عمر با بركتش به خدمت در هر دو دانشگاه به عنوان استاد و محقق ادامه داد.




تاریخ: یکشنبه 01 آبان 1390
ارسال توسط mbiran

صفحه قبل1...646566صفحه بعد

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران