موسسه ورزشی ترلان قشقایی شاهین شهر
ماموریت این وبلاگ، اطلاع رسانی در خصوص ورزش قشقایی های شاهین شهر

 نگرانی مادر را به یاد داری برای خالی نشدن مشک، اشکهایش را نمی شست. چشمهای مادر همیشه خیس ترنم صدای بابا بود. مادر کفش نداشت ولی به وسعت دشت، گون ها را برای من راه می کرد. صدایی لالایی مادر آهنگ سحرناز ایل را اشک آلود می کرد. دعای مادر عرش آسمان شب را نورانی می کرد تا پدر در کوه تنها نماند. مادر ایل ، یک ایل را در دست داشت و برای عظمت ایل دستهارا خاکستر نمی زد.................... 





تاریخ: پنج‌شنبه 20 شهریور 1393
ارسال توسط mbiran

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید