برای موفقیت هر فرد در آینده باید خلاقیت در او نهادینه شود به همین منظور شش ترفند که موجب افزایش خلاقیت در کودکان می شود ارائه می کنیم:
خلاقیت، هنر ایدهپردازی است كه ضمن تداعی اندیشههای نو در ذهن آدمی، همچون پلكانی انسان را به قله موفقیت نزدیك میكند.
علم نوآوری اگرچه پس از قرارگیری فرد در جامعه، زمینه شكوفایی بیشتری پیدا میكند و به فرد انگیزه تلاش برای ترقی را میدهد اما از سنین كودكی و پس از آن، در دوران تحصیل نیز قابل رشد و شكوفایی است. بهگونهای كه چنانچه والدین وقت بیشتری برای پرورش روحیه نوآوری و ابتكار فرزند خود قائل شوند بهطور مسلم، فرزندان خانواده شانس بیشتری برای دستیابی به موفقیتها پیدا خواهند كرد. ضمن آنكه اعتمادبهنفس قویتری پیدا خواهند كرد.
بهرهگیری از تدابیر ذكر شده، به پرورش قوه نوآوری و خلاقیت كودكان توسط والدین كمك زیادی میكند.
تشویق به فعالیتهای فنی، یادگیری و تجربه، حق هر كودكی است بنابراین منع فرزندان از انجام برخی امور فنی در خانه و یا حتی تعمیر وسایل ساده خانه البته با كمك والدین، درست نبوده و امكان كسب تجربه و مهارت را از فرزندان خانواده سلب میكند. بر این اساس توصیه میشود هنگام تعمیر وسایل، والدین اموری مانند پیچاندن پیچ یا كوبیدن میخ روی دیوار یا تخته را به فرزند خود محول كنند تا مهارتهای فنی آنان شكوفا و در نتیجه امكان ایدهپردازیشان فراهم شود.
از فرزند خود انتظار زیادی داشته باشید. هرگز مسئولیتها را از فرزندانتان جدا نكنید. هنگامی كه فرزندتان مشغول بازی با دوستانش است از او بخواهید رهبری گروه را به عهده گیرد و وسایل مورد نیاز دوستانش را فراهم كند. كنترل دیگر كمسن و سالان و هدایت گروه، مسئولیت جالبی برای فرزندان است كه به نقشپذیریشان كمك كرده و ذهن آنان را به فعالیت
وامیدارد.
از خمیر خام استفاده كنید. تركیباتی مانند گل خام كوزهگری یا خمیربازی، سرگرمی خوبی برای تقویت خلاقیت و حس نوآوری كودكان است. والدین در این موارد میتوانند نمونهای از گل یا صورت انسان را با اشكال خمیری بسیار ساده، بسازند و از كودك خود نیز ابداع اشكال دیگر را بخواهند. چنین تجربههایی و حتی ساخت چشم و ابرو هر چند ساده به كمك خمیر به پرورش قوه تخیل كودك كمك میكند.
كودك را پس از تلاش فكری تشویق كنید. هنگامی كه كودك شما، جواب مسئلهای را دریافته از كلمات تحسینآمیز برای تشویق او استفاده كنید. این كار انگیزه كودكان را برای تلاش فكری بیشتر میافزاید.
منطقه امن پیرامون كودك خود را توسعه دهید. كودك خود را به محیطهای ناآشنا ببرید تا فرهنگها و محیطهای جدید را شناخته و دیدگاه وسیعتری نسبت به جهان پیرامون خود پیدا كند.
دریافت نكات و پیامهای محیطی از سوی كودك باعث باز شدن دریچههای بیشتری در ذهن او شده و شناخت و درك او را افزایش میدهد.
كودكان هدیههای خداوند هستند كه به والدین ارزانی داشته و این بر عهده پدر و مادر است كه از آنها مراقبت كرده و در جهت اعتلای كمالات انسانی و رشد فرهنگی و تحصیلی آنها بكوشند.
مقدمه بهبود و رشد تحصیلی فرزند افزایش خلاقیت و بهبود ذهن و هوش او است. این افزایش خلاقیت بهتر است از سنین نوزادی آغاز شود اما با كمك راهكارهایی كاربردی، در سن نوجوانی نیز فرزند میتواند به خلاقیت و هوش بالا دست یابد. نخستین گام در افزایش هوش كودك آموزش همراه شادی و با وسایل هیجانانگیز است. كودك نسبت به شناخت محیط اطرافش بسیار كوشا است و هنگام بازی مسائل مختلف و فراوانی را فرامیگیرد، به همین دلیل هنگامی كه با یك اسباببازی به اندازه كافی بازی كرد و آنچه را كه میخواست فراگرفت آنها را به كناری انداخته و اسباببازیهای جدیدی را جستوجو میكند.
اینگونه میشود اطمینان داشت كودك همزمان با رشد جسمی، در طول زندگی خود، با كمك وسایل و بازیهای مختلف مسائل فراوانی میآموزد و زندگی برایش تبدیل به یك كلاس آموزشی میشود. پدر و مادر به عنوان آموزگار و الگوی طبیعی كودكان بهشمار میروند، جدا از تعداد آموزگارانی كه كودك چه در مدرسه و چه در خارج از مدرسه دارد، والدین نخستین و مهمترین آموزگاران كودك بهشمار میروند بنابراین آموزش درسهای با ارزش به كودكان، از اصلیترین وظایف هر پدر و مادری است.
متأسفانه گاهی والدین توانایی كودكانشان را در یادگیری ناچیز میپندارند. در سنینی كه نوزاد شروع به سخن گفتن میكند توانایی فوقالعادهای در تشخیص الگوهای مختلف دارد. به همین دلیل كارشناسان این زمان را بهترین زمان برای آموزش مهارتهای زبانی كودك میدانند.
با نشان دادن فعالیتها و عناوین مختلف به كودك، او به والدین علاقهمندیهایش را نشان میدهد، به همین دلیل توصیه میشود به كودك اجازه داده شود علاقه خود را دنبال كرده و عناوین دیگر را به آن پیوند داده و از آن پس اجازه دهند كودك ادمه راه را به دست گیرد.
بهتر است از آزمودن كودك بشدت اجتناب ورزند زیرا كودك از آزموده شدن بیزار است و این مسئله هیجان یادگیری را در او كاهش میدهد.
والدین باید به موفقیت فعالیتهای آموزشی كه با كودك انجام میدهند اعتماد داشته باشند، اعتماد به یادگیری كودك و خودداری از راهیابی احساس شك و تردید به دل از پایه و اساس آموزش كودكان محسوب میشود.
اعتماد به نفس و احترام به نفس كودك دو ویژگی برتر شخصیتی است كه والدین باید در جهت افزایش آن اقدام ورزیده، از انتقادهای مخرب خودداری كرده و هر شب پیش از خواب، بازشماری موفقیتهایی كه به دست آورده، تحسین و ستایش و تشویق به ادامه آنها، تغییرات شگرفی در افزایش اعتماد به نفس كودك ایجاد میكند.
كودك باید مهارت تعیین و سازماندهی اهدافش را هرچه زودتر فرا گیرد و والدین باید به او در این امر كمك كنند، و اهداف روزانه، هفتگی، ماهانه و سالانه برایش تنظیم كنند.
كودك مهارت طرحریزی و برنامهریزی و ایجاد تغییرات در صورت نیاز را به كمك والدین فرا میگیرد، والدین نیز در پایان سال دستاوردهای او را با ترتیب یك جشن هرچند كوچك یادآوری كرده و بدین ترتیب او را تشویق كنند، علاوه بر این با این روش كودك نحوه دستیابی به موفقیتهایش را دوباره مرور كرده و با انگیزه قویتری در ادامه آن راه سعی میكند.
كودك باید یاد گیرد اشتباهكردن جزئی از فعالیتهای كاری است و انسانی كه اشتباه نمیكند در واقع كاری انجام نداده است، تلاشكردن و شكستخوردن بسیار طبیعی است و شكست به افزایش تجربه و فرصت یادگیری دوباره كمك شایانی میكند و پیغامهایی به بدن میفرستد تا راههای متفاوت را تا رسیدن به پیروزی تجربه كند. علاوهبر این كودك باید مهارت مدیریت این شرایط را از پدر و مادر خود فرا گیرد و دلسرد و ناامید نشده، هدف خود را دنبال كرده، دست از كار نكشد و منصرف نشود.
درس مهم دیگری كه كودك باید فرا گیرد ارتباط قوی و محكم با اعضای خانواده و خاطرههای زیبا و ماندگاری است كه هنگام ثبت موفقیت در ذهن او و خانوادهاش میماند.
در راستای نهادینه کردن موفقیت از دوران کودکی در افراد لازم است به نکاتی که باعث خوش بینی در کودکان می شود اشاره کنیم.
* اجازه دهید كودك موفقیت را تجربه كند. كودكان زمانی كه به موفقیتی دست پیدا میكنند، میتوانند اعتماد به نفس و خوشبینی را تجربه كنند و این خصوصیات را پرورش دهند. بنابراین از همین امروز شروع كنید؛ بگذارید كودك بعضی از كارها را خودش انجام دهد و با موفقیت به پایان برساند. (در این وضعیت شما میتوانید به او كمك كنید، اما هیچوقت تمام كار را خودتان برای او انجام ندهید.)
* برای موفقیتهای كودك ارزش قائل شوید. زمانی كه كودك به موفقیت میرسد، به او كمك كنید متوجه شود چگونه به این مرحله رسیده است و این موفقیت را به عنوان ویژگی مثبت او بدانید.
* دائم كودك را تشویق نكنید و برای هر كاری او را مورد تمجید و تحسین قرار ندهید. متخصصان میگویند اگر به كودك بگویید هر كاری كه انجام میدهد فوقالعاده است ـ به جای این كه به او كمك كنید موفقیتهای واقعی را تجربه كند ـ او را در موقعیت نامناسبی قرار میدهید كه برایش نقطهضعف محسوب میشود.
فراموش نكنید هیچوقت برای این كه مثبتاندیشتر باشید، دیر نیست. پس اگر شما هم حس میكنید خیلی مثبت فكر نمیكنید، از همین امروز طرز فكرتان را تغییر دهید تا فرزندان شما هم خوشبینتر باشند و خانوادهای موفقتر داشته باشید.
حراست از اندیشه عاطفی و ذخیره انرژی برای استقلال مالی ضروری است. به عبارت دیگر برای توانگری پایدار باید شهامت متفاوت بودن را دست کم برای مدتی داشته باشید. لحظه یی که انسان باید از خودش دل و جرأت نشان دهد لحظه یی که در معرض خطری شدید است. آدمی برای پیروزی چشمگیر باید آماده و مشتاق خطر فراوان باشد. این بدان معناست که باید دارو ندار خودش را در معرض آزمایش قرار دهد.
البته این به معنای زندگی منزوی و یا گوشه گیری از دنیا نیست. کاملاً برعکس، به معنای یک زندگی شادمانه و رضایت بخش و سرشار از نشست و برخاستهای موافق و هماهنگ و عاری از هرگونه فعالیت غیرلازم است. وقتی تصمیم می گیرید که از نظر مالی مستقل شوید بیدرنگ ذهنتان را به این که«مردم چه فکر می کنند» می بندید و شهامت تمرکز بر هدفتان را پیدا می کنید.وقتی به سوی توانگری پیش می روید دیگر اهمیت نمی دهید که همکاران پیشین شما چه فکر می کنند زیرا بی تردید هرچه بگذرد همراه با گسترش نگرشتان، آشنایان و روابطی تازه و رضایت بخش تر و هماهنگ تر خواهید آفرید.
بیشتر مردمان موفق، بزرگ می اندیشند و خودشان و همکارانشان را محدود نمی کنند. اگر می خواهید از بسیاری از اندیشه ها و باورهای حقیر رها باشیدبزرگ اندیشیدن را آغاز کنید. حواستان را متوجه استقلال مالی کنید تا کسانی که کوچک می اندیشند از سر راهتان کنار بروند. در این راه دوستانی پایدار خواهید یافت که به شیوه یی دلپذیر به یاریتان می شتابند تا از نردبان ترقی بالا بروید.
فکر نکنید آنهایی که ما را در دستیابی به اهدافمان دلسرد می کنند و زبان به نصایح می گشایند حسود و یا دشمن ما هستند بلکه آنها به علت اینکه فراتر از عادت های دنیایی را مشاهده نمی کنند فکر می کنند ما راه خطا می رویم و به همین خاطر زبان به نصیحت گشوده و از نظر خودشان برای ما دلسوزی می کنند. همه خوبی ما را می خواهند ولی چون تحت تأثیر افکار حقیر و بی ارزش هستند آدرس غلط می دهند.
این بود قسمت دوم استقلال مالی منتظر قسمت سوم باشید.
امروز من از هرگونه دغدغه منفی و خنثی خالی هستم و ذهن و فکر خود را برای هرچه خوبی است به سوی خود خالی می بینیم. من ذهن خود را برای رشد و پیشرفتی افزون تر آماده کرده ام و به همین خاطر فکرهای حاشیه ای، بی ارزش و دست و پا گیر را دور ریخته ام و حتی برای رهایی و آزادگی بیشتر مقداری از آنچه در درون خانه اضافه دیدم دور ریختم. لذا رشد و پیشرفت روزافزون تحت حمایت و لطف و قدرت بی نهایت الهی به سوی من می آید.
من امروز شاد و شاد هستم و هیچ فکر منفی نیست که بتواند ذهن دقیق و پویای مرا متأثر سازد.
شعار من «ثروت، سلامتی و موفقیت است» است.
به نام خدا
امروز من تصمیم های جدیدی گرفتم. تصمیم هایی که شاید اگر به دیگران بگویی بخندند ولی ما نباید به این خنده ها توجه کنیم بلکه باید تصمیم بگیریم. دیگران بیخود نگران ما هستند در حالی که هیچ نقشی نمی توانند در زندگی ما داشته باشند. ماها کلاً عادت داریم نگران دیگران باشیم اولاً به ما ربطی ندارد ثانیاً کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی. لذا به نگرانیهای دیگران توجه نکنیم آنها تحت تأثیر نداشته های خود هستند و به همین خاطر نداشتن را هنر می بینند و هرگونه ابتکار یا خلاقیت را خطرناک می شمرند. لذا نترسیم و تصمیم جدید بگیریم یا اینکه راهبردمان در زندگی این باشد که هر روز تصمیمهای جدیدی در زندگی داشته باشیم. خلاصه باید جرأت داشته باشیم. تصمیم گیری نیاز به جرأت دارد.
خوب بودن تصمیم مرحله بعدی کار است. تصمیم اگر خوب باشد خوب است. باید شرایط یک تصمیم خوب را بدانیم. بعد از این مراحل توکل کنیم. توکلت علی ا... .
من تصمیمهایم را نمی گویم ولی یک تصمیم خیلی فوق العاده گرفتم. تصمیم را به هیچ کس نمی گویم چون افراد زیادی هستند که من را دوست دارند ولی تحت تأثیر زمان و مکان و حواس مادی هستند تلاش خواهند کرد تا من را از این تصمیم بازدارند و تصمیمم را تکه پاره کنند البته قصد آنها خیر است ولی چون آگاهی ندارند اینکار را می کنند فکر می کنند به من خوبی می کنند.
لذا تصمیم هایتان را به هیچ کس نگویید به دلائل مختلف تصمیم های شما را تکه پاره می کنند و سعی در شکستن اراده شما دارند. یکی دو تا هم نیستند آنها تلاش می کنند.
پس تصمیم هایتان را مخفی نگهدارید و بگذارید فقط خودتان بدانید چه تصمیمی گرفته اید. اگر تصمیم های خود را مخفی نگهدارید یک لذت دیگری دارند و باعث ایجاد انرژی هستند موقعی که تصمیم را می گویید مانند این است که خود را دشارژ کرده اید.
یکی از آرزوهای همه کسانی که دارای اندیشه توانگر هستند این است که بتوانند روی پای خود بایستند و از نظر مالی مستقل باشند. فقر یکی از ترسهای نوع بشر است و بسیاری از مردم با وجود توانگری بی نظیر عصر ما با تنگدستی دست به گریبانند.
به محض اینکه قدرت اندیشه توانگر را دریابید پی می برید که امکان استقلال مالی آنقدرها هم دور نیست و تنها به دیگران تعلق ندارد و می تواند از آن شما نیز باشد!
عبارت«استقلال مالی» لزوماً برای همه معنایی یکسان ندارد. اساساً معنای استقلال مالی، آزادی مالی است. شاید استقلال مالی برای شخصی صرفاً شغلی قابل اتکاء با درآمدی مناسب باشد که از طریق آن بتواند از عهده تعهدات مالی اش برآید و امور روزانه اش نیز بگذرد. اما شاید شخصی دیگر در مقیاس یک میلیونر بیندیشد. به هنگام پیشرفت مالی، مفاهیم و اندیشه هایی که درباره استقلال مالی دارید نیز می گسترند و طبیعتاً آرزومند آزادی مالی عظیم تر و افزون تری می شوید.
از این رو این آرزو که انسان بتواند روی پای خود بایستد و از نظر مالی مستقل باشد آرزوئی الهی که در فطرت عاطفی و عقلانی آدمی به ودیعه نهاده شده است تا موجب پیشرفت او در زندگی شود. آرزوی استقلال مالی، خواه برای یک درآمد هفتگی مناسب و خواه به اندازه یک میلیونر، آرزویی الهی است که نباید سرکوب شود، بلکه باید به صورتی سازنده عیان و بیان گردد. زیرا تنها در این صورت آدمی می تواند خرسندی و توفیقی را که خواست خداست تجربه کند.
اگر می خواهید به سمت استقلال مالی حرکت کنید نارضایتی از وضع موجود با حفظ آرامش و صفای الهی، نخستین گام به سوی استقلال مالی است.اگر نمی توانید امور را به همان صورتی که هستند بپذیرید خیلی هم عالی است! این قدرت را دارید که از طریق اندیشه و عمل توانگر، این وضع را به چیزی بسیار بهتر و رضایتبخش تر بدل سازید. این نارضایتی می تواند کلید استقلال مالی شما باشد، البته اگر جرأت کنید و آن را به کار بگیرید.
بعد از این تصمیم گیری که در زندگی کمتر از بهترین را نپذیریم - یعنی راز دیگر استقلال مالی - شاید قانون تمرکز و حراست از اندیشه و مراقبت از عواطف باشد. شاید افرادی را دیه باشید که برای مدتی توانگر می شوند اما ناگهان بنیادشان بر باد می رود و چنان اوضاع مالی شان خراب می شود که نمی توانند سربلند کنند. اگر با دقت به یکایک این موارد بنگرید می بینید عواطف و گرایشها و شیوه زندگی آن اشخاص به ناگاه پراکنده شده است. از این رو، توانایی قابل توجهی را که قبلاً برای توانگری داشتند از دست داده اند.
همه ما دارای عواطف و احساسات می باشیم، و احساسات ژرفمان می تواند شکوفایی اقتصادی یا ورشکستگی مالی ما شود، عواطف آدمی قدرتی خدادادی است که باید مراقب آ«ها بود تا به راه درست برود. عواطف انسانی همان حراستی را می خواهد که معدن طلا؛ زیرا به راستی غنی ترین معدن طلائی است که می توانید در زندگی داشته باشید. اندیشه و عواطف و اعمال پراکنده موجب پراکندگی اقتدار ذهن می شوند که به نوبه خود انرژی جسمانی شما را که برای توانگری نیاز دارید به تحلیل می برد. انرژی مغز شما را نیز می گیرد و آنگاه نمی توانید به اعمال سودمند دست بزنید یا برنامه هایی مفید طراحی کنید. انگیزه های عاطفی شما را نیز می مکد و آنگاه نمی توانید برنامه هایتان را به کار وادارید.
برای خودسازی باید بر روی پندار، گفتار و کردار نیک تمرکز کنیم. پندار همان چیزی است که ما می پنداریم. پنداشت ما آینده ما را می سازد. پس باید پنداشت خود را تصفیه کنیم. علت و مایه پنداشت ما چیزهای مختلفی است که باعث تشکیل پنداشت می شود. رشد و تعالی پنداشت ما برای موفقیت ما بستگی به این عوامل مختلف مثلاً نحوه تربیت، محیط، ژنتیک و ... دارد که از حوصله این بحث خارج است.
افکار متنوع و مختلفی از ذهن ما عبور می کند. اگر در زیر سایه درخت پنداشت، افکار سالم، قابل قبول و سازنده باشدحداقل اولین مرحله ی رشد ما با موفقیت همراه بوده است. تجربه نشان داده است که پنداشت صحیح غالباً به نتیجه صحیح منجر شده است. لذا هر انسانی باید خود را برای داشتن یک پنداشت صحیح آماده کند که در دین اسلام به نیت تعبیر شده است. الاعمال بالنیات.
پنداشت صحیح به طراحی یک فکر سالم نیاز دارد. اگر طراحی فکر سالم، هدفمند نباشد حداقل منجر به رعایت قوانین و قواعد هستی می شود و اگر هدفمند باشد باعث رشد و تعالی قابل توجه می شود. شما اگر اراده کنی کسی نخواهد بود که مقاومت کند. مقاومت نتیجه نگرش ناقص ماست. اگر خوب توجه کنیم آنها از نظر خود خوبی ما را می خواهند.
پنداشت دنیامدار اگر هدفمند باشد به رشد دنیایی منجر می شود و اگر هدفمند نباشد احتمال عدم رعایت قوانین و قواعد هستی وجود دارد.
پس وظیفه ماست که بر روی فکر خود کار کنیم. فکر خود را طراحی کنیم نه آنچه به ما تلقین شده یا در اثر تربیت یاد گرفته ایم بدون تفکر و طراحی به کار بندیم که یقیناً موفق نخواهیم شد.
پنداشتی که باری به ره جهت باشد نتیجه باری به هر جهت همراه دارد و رشد و تعالی با آن همراه نیست.
ما اکثراً گفتار را دست کم می گیریم. امروز ظهر که به منزل رفتم دخترم می گفت معلم در کلاس گفت بچه ها شما دو تا زبان و دو تا گوش دارید ولی یک زبان دارید. باید گوش دادن و دیدن شما حداقل دو برابر حرف زدن شما باشد. اگر همین نکته را رعایت گفتیم گفتار ما نیک خواهد شد.
کردار نیک هم نتیجه آشکار پندار و گفتار نیک است کسی که در دو موضوع اول نیک باشد در عمل نیز نیک خواهد بود.
صبح را با نام خدایی آغاز می کنم که آغاز و پایان زندگی به دست اوست و نیروی لایزال اوست که بر همه چیز سیطره و تسلط دارد و هرچه رخ دهد از حیطه او خارج نیست. یعنی همه چیز در حیطه و اختیار اوست و در واقع همهم چیز از اوست.
او بی نهایت است و قدرتی نامحدود که در ذهن بشر نگنجد. آرامش و صفا توسط او در زندگی ها جاری می شود و عشق و تمدن برپا می گردد. اوست که می داند چی به چی هست و چی به چی نیست و از سر و ته هر کار آگاه است بلکه هر چه اتفاق می افتد ریزریز و پیوسته اطلاع دارد بلکه با خود او همه چیز رخ می دهد.
او هماهنگ در همه چیز جریان دارد و در واقع همه چیز از اوست و چیزی خارج از او وجود ندارد چرا که اگر چیزی خارج از او وجود داشته باشد او محدود می شود. همه آنچه در هستی است زائیده تجلی اوست.
اوست که رشد و پیشرفت ما را رقم زده و نعمت و برکت را در زندگی ما جاری کرده است. اوست که با آرزوها و رؤیاهای ما هماهنگ است و آ«ها را به سرانجام می رساند. اوست که موفقیت، سلامتی و ثروت را برای ما در این هستی لایتناهی گسترده و ما را به بهره برداری از آن دعوت کرده است.
خدا آنچه برای ما می خواهد فقط و فقط خوبی است چون ما جزئی از او هستیم. خیلی وقتها ما برای خودمان ندانسته بدی می خواهیم ولی او برای ما خوبی می خواهد یعنی او از ما به ما مهربان تر است چون او بر همه چیز تسلط دارد و صلاح و مصلحت ما را او بهتر از ما می داند.
پس بهتر اینکه ما وظایفی را که تشخیص می دهیم انجام دهیم و بقیه را به خدا بسپاریم. یکی از مشکلاتی که در جامعه بشری وجود دارد کینه است. کینه یعنی اینکه یک کسی را مهمتر از خدا بدونی و او را دارای نقشی فراتر از یک موجود فرض کنی. هیچ کسی این قدر قدرت ندارد که بخواهی او را مؤثر فرض کنی و لذا کینه زائیده فیلترهای ذهنی است که بر روی حواس ما گذاشته شده و عامل یک کاری را ما کسی می بینیم که در واقع او نیست. البته ممکن است او وظایف خود را درست انجام نداده است ولی دیگر گذشته و نکته اینجاست که هیچ کس آنقدر مهم نیست که بخواهد عامل کاری قرار بگیرد که ما او را مسئول بدانیم و نسبت به او کینه داشته باشیم.
کینه از عدم آگاهی است. کینه یک مسئله کاذب و به خاطر غفلت است. لذا دقت کنیم.
برای اینکه بتوانیم رشد کنیم باید تغییر را قلباً بپذیریم. درخت هم اگر بخواهد رشد کند باید تغییر کند و این تغییر را ما متوجه می شویم. تغییرات ظاهری در انسان از کودکی تا جوانی ضمن تغییرات درونی زیاد است ولی تغییرات ظاهری در انسانهای بالای 30 کمتر از تغییرات درونی است.
مهمترین تغییرات، تغییرات درونی هستند. یعنی عادتها و مواردی که در درون ما به صورت سخت درآمده کندوکاو کرده و آنها را اصلاح نماییم. کار بسیار سختی است. زیرا انسان به این عادتها دلبستگی دارد و در ابتدا انسان حتی نمی داند این تغییرات به نفع خود اوست. مرحله اول برای تغییر، راضی کردن خود است. باید به خود بفهمانیم که تغییر به نفع ماست. اگر رشد می خواهیم باید تغییر کنیم در غیر اینصورت باید دور مقوله رشد خط بکشیم و یک زندگی معمولی و حتی پایین تر داشته باشیم.
برای اینکه تغییر کنیم باید آگاهی ما افزایش یابد. به نظر من دانش و آگاهی است که می تواند منجر به موفقیت شود. بدون داشتن آگاهی، فیلترهای ذهنی که همان حواس مادی هستند مانع دید واقعی ما می شوند و قضاوت ها و برخوردهای ما دیگر باعث پیشرفت ما نیست.
